درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٥٧ - نفس روحانيت تعلقى است
و ساختمان جنين حق تعالى همان جنين را بصورت خلق ديگرى كه عبارت از تعلق روح به جنين باشد در مىآورد كه جنين محكوم و تحت حيطه روح در خواهد آمد و همين سبب تحول جنين خواهد شد يعنى در حيطه نيروى ديگر كه حيات و وجود حقيقى خواهد درآمد و از عالم جسمانيت جنبه روحانيت خواهد يافت و در پرتو روح و در حيطه تدبير روح قرار خواهد گرفت استفاده مىشود كه روح كه به جنين تعلق مىيابد تعلق او بطور تدبير و احاطه است و روح حيات شعورى دارد مقابل جنين كه حيات نباتى داشته است از اين نظر جنين حقيقت آن تغيير يافته است كه فرمود ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ.
خلاصه آيه صريح است در اينكه هنگام تعلق روح به جنين داراى حيات شعورى و ادراكى و سنخ ديگر غير از حيات جنين مىباشد در همان هنگام تعلق روح داراى حيات شعورى بوده است نه آنكه نيروى نباتى بوده پس از سير و تكامل جنبه روحانيت كسب نموده است.
خلاصه هنگام تعلق روح به جنين سبب مىشود كه جنين جنبه روحانى بخود بگيرد هم چنان كه آيه كريمه فرمود ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ زيرا روح روحانى و موجود ادراكى و شعورى است و در صورتى كه جنين جسمانى و نباتى است و در اثر تعلق روح به جنين بصورت روحانيت درآيد كه خلق ديگرى غير از جنين است كه جنبه جسمانيت و نباتى داشته است بديهى است كه پس از تعلق تدبيرى روح به جنين و نيز بر بدن عنصرى روح حقيقت و صورت انسانى است و اعضاء و جوارح قواى عامل و بمنزله ماده خواهد بود گذشته از اينكه بدن و اعضاء و جوارح بر اساس تحول است و مورد تغيير قرار ميگيرد.
بالاخره بطور ابهام همه اعضاء و جوارح عضويت خواهند داشت ولى روح است كه ثابت و مستقر و باقى و پيوسته در اثر تعلق ببدن در حركت استكمالى است و از طريق بدن و جوارح بسير كمالى خود ادامه ميدهد و آيه تعبير نموده بجمله