درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٢٠ - قوله ويلك ايها السائل ان ربى لا يغشاه الاوهام و لا ينزل به الشبهات و لا يجار من شىء و لا يجاوره شىء
و ماهيات و موجودات بالعرض هستند جز وجه و مظاهر ساحت ربوبى كه وجود و هستى است كه بآنها افاضه فرموده غير از فيض وجود هر موجود مخلوقى هالك و فاقد و ناچيز خواهد بود يعنى انسان كه وجود او ربط محض بساحت قدس است چنانچه رابطه فيض وجودى كه زايد بر او است در نظر گرفته نشود لا شىء محض و مفهوم انسانيت و حيوانيت خواهد بود.
بالاخره قطع نظر از وجود و افاضه وجود بموجودات همه معدوم و هالك و زايد و فاقد خود هستند فقط فيوضات ربوبى كه سبب انبساط وجود در عالم امكانى است و اظهار حيات و وجود مينمايد و جز فيوضات او همه چيز يكسان و فانى و هالك و مفهوم و فرضى و اعتبارى است فقط تابش وجود است كه در نظام امكانى خود نمائى دارد و مقام و صفات كبريائى را ارائه ميدهد.
قوله: له الخلق و الامر تبارك اللَّه رب العالمين
: عالم خلق و طبع كه بر اساس حركت و تدريج و وسايل طبيعى است و همچنين عالم امر كه بر اساس دفعى و آنى و مجرد اراده قاهره است هر دو عالم ملك طلق و مسطورهاى از قدرت قاهره كبريائى است و از طريق نظام خلقت عالم طبع و عالم قدسيان و عالم امر آثار ساحت قدس ربوبى در عوالم امكانى منتشر و گسترده شده است و عوالم مسطورهاى از صفت ربوبى ساحت ربوبى است.
قوله: ويلك ايها السائل ان ربى لا يغشاه الاوهام و لا ينزل به الشبهات و لا يجار من شىء و لا يجاوره شىء
: مبنى بر تعليم و تأكيد است كه حق تعالى مورد شبهه و اختلاف نظر قرار نخواهد گرفت زيرا شبهه و ترديد و تفكر و تعقل از شئون روح عاقله بشرى است كه بايد از طريق اكتساب و تفكر مطلبى را بفهمد از اين جهت بشر همواره مورد شبهه و تزلزل و ترديد قرار ميگيرد و موجودى كه مورد سؤال قرار ميگيرد كه در چه زمان و در چه مكان بوده باشد بشر است از نظر اينكه موجود زمانى و مكانى