درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٠٣ - قوله و السامع العاصى لا حجة له
و رحمت احيانا قرار بگيرند و همچنين نسبت به نقض وظائف چنانچه عصيان نموده باشد، نسبت بهمان موارد استحقاق مؤاخذه خواهد داشت، ولى گروه ديگر كه در مقام سماع و تعلّم و آموزش اصول اعتقادى و وظايف دينى بر نيامدهاند و از جامعه اهل اسلام و ايمان خارج هستند كه آنها را در روايتى غثاء معرفى نمودهاند، حجت بر عليه و ضرر آنان خواهد بود، زيرا آنان بر خلاف فطرت خدا دادى خود در مقام انكار اصول توحيد بر آمدهاند بطور حتم حجت بر ضرر آنان خواهد بود و آن كفر و شرك و مخالفت اعتقادى و اخلاقى و عملى آنها است بالأخره عقوبت آنان در اثر قطع رابطه اعتقادى با حريم قدس است.
از روايت استفاده مىشود كه حجت و نجاح بشر از مؤاخذه و عقوبت در عوالم قيامت بر دو ركن استوار است يكى تعليم اصول اعتقادى و نيز آموختن وظايف عملى و احكام شرعى و ديگر اطاعت و قبول و عمل به هر دو ركن بطور اطلاق بدون تخلف و چنانچه تعليم اصول اعتقادى و وظايف دينى را پذيرفته و معتقد بوده ولى در مقام عمل بطور كلى بر نيايد حجت ندارد و آن عمل بوظايف است و تعليم به تنهائى يك ركن در حجت و نجاح و سعادت است.
از اين نظر روايت تعبير نموده باينكه فاقد حجت است يعنى عمل بوظايف اسلامى خود ننموده است و تعليم و آموختن تنها كافى براى رفع مؤاخذه نخواهد بود، بلكه عالم بلا عمل خواهد بود و همچنين به بغض از وظايف عصيان نموده نسبت به همان حجت ندارد و استحقاق مؤاخذه خواهد داشت.
بر اين اساس قسم ثالث كه فاقد هر دو ركن سعادت باشد باينكه باصول اعتقادى و دعوت قرآن معتقد نباشد، ناگزير در مقام اداء وظايف دينى بر نيامده بطور حتم فاقد دليل و حجت خواهد بود، سهل است و حجت بر ضرر او خواهد بود و بطور حتم مورد مؤاخذه قرار خواهد گرفت و هيچ وسيلهاى و حجت براى رهائى او نخواهد بود.