درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٥١ - قوله و خالقنا لا مدخل للاشياء فيه
بدون اينكه حادثه و يا تغييرى در ساحت او رخ دهد بالاخره از نقص وجودى بشر معرض همه گونه عوارض و نواقص و حالات قرار ميگيرد از نظر اينكه نفوس آنان ناقص و وابسته بغير و محتاج باستكمال است.
هر مخلوق جسمانى در اوامر عدمى و فقر و حاجت نهاده شده و از لوازم امكان و قوه و استعداد و قائم بغير است و هرگز قائم بخود نخواهد بود بلكه هر لحظه محتاج بموجود ثابت و قائم است كه باو اعتماد داشته و تكيه نمايد و باو ثبات بيابد پس هر موجود مادى اجوف و معتل و مركب است و در اثر اينكه مركب از قوه و فعل و بذات خود خالى و فاقد از كمال است و هر چه دارد عاريتى است و هر صفت كمال چه وجود و يا ساير صفات كه دارد همه عارضى و عاريتى است مانند وجود كه هر لحظه از مقام قدس ربوبى باو بايد افاضه شود و همه صفات او غير ذاتى بلكه عارضى است از اين نظر پيوسته معرض عوارض و تغيير و فساد قرار ميگيرد ولى ساحت قدس ربوبى احدى الذات و الصفة و صفات او عين ذات او و ذات قدس او عين صفات كبريائى او است تعدد و كثرت و عروض و زياده در حريم قدس مفهوم ندارد با اينكه صفات بر حسب مفاهيم كلى هستند.
قوله: و خالقنا لا مدخل للاشياء فيه
: بيان حقيقت احدىّ ذاتى است كه هيچ گونه نقص و امكان در حريم او نيست كه معرض عوارض و حالات مختلف قرار بگيرد بلكه وجود بحت بسيط و صمد و احدىّ الذات و الصفه است و وجود محض و بسيط همان معناى آنست كه لا مدخل للاشياء فيه ساحت قدس ربوبى چون وجود محض و نور محض ازلى است هيچ گونه نقص در حريم او نخواهد بود.
از جمله معرض عوارض قرار نميگيرد و رضا و خوشنودى ساحت قدس از فردى از اهل ايمان عبارت از اجراى ثواب و قبول ايمان و اعمال صالحه او است