درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٧٢ - تفسير الواحد القهار
تفسير الواحد القهار
هر موجود و آفريدهاى هر لحظه بايد نيروى حيات و نور هستى بآن افاضه شود و بتابد و از آن نور در مورد انسان و حيوانات تعبير به نفس و نيروى عاقله و يا نيروى حساس مىشود و عبارت از همان نور و رابطهئى است كه با نور عقلى مفارق و بطور كلى متعلق بمبدع و خالق جهان خواهد بود و روح و نفس انسانى كه نيروى عاقله و تعقل و ادراك كليات است همان تجرد كه دارد عبارت از رابطه با نور عقلى متاصل است كه بوسايطى از اشعه نور غيبى وحدت خواهد بود كه از حريم كبريائى افاضه مىشود.
هم چنان كه بطور بداهت انسان در باره اراده كه اساس حركت ذاتى و جوهرى است مىيابد كه عبارت از نور نيروئى است كه فاعل مختار را بسوى مقصد و هدف بحركت در مىآورد و اين نيرو و نور هرگز استقلال در وجود نخواهد داشت زيرا شعاعى است از منبع فياض قائم بالذات و قاهر بر موجودات و هرگز شعاع قائم بخود نخواهد بود هم چنان كه اشعه خورشيد يگانه مثالى است كه همه نورها و شعاعها و حرارتها كه در جهان طبع بوجود مىآيد از آن اصل و منبع سرچشمه ميگيرد نفوس بشرى نيز عبارت از همان رابطه نورانيت و شعاعى است كه از نور عقلى سرچشمه ميگيرد.
از اين نظر است روايت فرمود:
(لا يملك لنفسه نفعا و لا ضررا و لا حياة و لا موتا