درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٥٢ - (شرح)
و مبالغه در وحدت حقيقى است كه غير قابل انقسام و كثرت است كه بر حسب عقل مانند جنس و فصل و يا بر حسب خارج مانند صورت ماده و حس و وهم و خيال و بالاخره حقيقت وحدت بجميع جهات لذاته خواهد بود و ملازم با بساطت وجودى و صفات كمالى است.
واحديت حقيقى منبع صفات كمال وجودى و علم و قدرت واجب خواهد بود و نيز سبب وحدت ذات كبريائى و صفات او است هم چنان كه ساحت كبريائى او حى و عالم و قادر است بهمين منوال حيات و قدرت و علم و احاطه است و حقيقت وجود احديت كبريائى مفاد آن وحدت ذات كبريائى و صفات كمال است و چنان كه كثرت در آن تصور شود نقص و عجز و امكان همين است و لازم صفت احد آنست كه همه صفات كمال او عين ذات كبريائى است و همه مخلوقات او معلوم در ازل بوده و علم بمخلوقات خود سبب زيادتى علم و احاطه و قدرت او نخواهد بود.
و از جمله مفاد احد وحدت اثر و فعل است كه عوالم امكانى يگانه صادر از مقام كبريائى است و كثرت و تعدد و تدريج بينهايت بر حسب صلاحيت مخلوق است كه از لحاظ صدور و اينكه ساحت كبريائى ازل او عين ابد و احاطه بر عوالم طبع و عوالم دارد بوحدت و قهر واحد كه مفاد (الْواحِدُ الْقَهَّارُ) است كه لازم وحدت حقيقى قهر و احاطه و خالقيت و ازليت و ابديت است و صفت احديت تام و كامل و بطور اطلاق آنست كه در او شائبه نقص و كثرت نباشد و منزه از آنست كه جنس و نوع و ضعف داشته باشد و يا در وهم و خيال تعقل مورد احاطه قرار گيرد و از جسم و مقدار و اعضاء و اجزاء عقلى و خيالى و تصورى غنى و بىنياز است و از كيفيات و عوارض و انفعالات و از قوه و استعداد و امكان منزه و مبرى است.
زيرا همه لوازم كثرت و تعدد و تدريج و قوه و نقص امكان است از اين جهت نيز اشاره شد كه منبع همه كمالات وجودى و بساطت حقيقى و صرافت وجودى همانا احديت و بساطت حقيقى است كه حقيقت حيات و قدرت و علم و احاطه است و لازم