درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٩٧ - قوله لا اله الا هو العلى العظيم
خلاصه خالق و آفريدگار جهان محال است كه جسم و يا جسمانى باشد و يا مصور خيالى بصورتى باشد و يا مورد توهم قرار گيرد و لا بد است از صفات با يك ديگر از اينكه در آثار و افعال مناسبت داشته باشد براى آنكه دلالت كند از وجود اسماء و صفات كه همه قائم بذات قدس هستند و اجل از آنست كه در هر يك مثل و مانند و يا شبيه داشته باشد.
و براى ساحت قدس ربوبى شبيه و يا مانند نخواهد بود هم چنان كه وجود ساحت ربوبى بسيط و بحت وجود است و مثل و مانند ندارد بلكه هر چه هست وجود ظلى و عاريتى است هم چنين براى هر يك از صفات او مثل و مانندى نخواهد بود پس علم و احاطه و هم چنين قدرت و اراده او مثل و مانند نخواهد بود بلكه لازم بساطت وجودى آنست كه همه موجودات را فرا بگيرد.
براى توضيح بيشترى مقدمهاى ذكر شود.
هم چنان كه عاقل عين معقول و عقل است زيرا عاقل خود را مىيابد و باعتبارى معقول و عقل است هم چنين وجود و بساطت وجود عبارت از آنست كه شائبه فقدان نداشته باشد بر اين اساس وجود حقيقى و موجود عين حيات بطور اطلاق است و موجود منهاى حيات فقدان و نقص است بهمين قياس موجود بسيط عين علم و احاطه وجودى و شهودى است و منهاى علم موجود بسيط نبوده بلكه توأم با فقدان است.
بالاخره همه صفات ذات حريم كبريائى از نظر وجوب و بساطت وجودى عين حيات بطور اطلاق و علم و احاطه وجودى و علمى و شهودى است و قدرت بطور اطلاق نيز عين وجدان و نيرو و ظهور خود و غلبه و احاطه بر ما سواء است و قدرت منهاى ظهور نيز فقدان بوده و مفهوم ندارد.
بهمين قياس همه صفات وجودى و كمالى كه از شئون ذاتى وجود و بساطت است همه عين وجود حقيقى است گرچه بر حسب مفهوم از نظر كليت با يك ديگر