درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٩٧ - نفوس بشر در اصلاب
بلكه احاطه تدبيرى و غيبى خواهد داشت يعنى روح فرزند بر ماده تناسلى كه در صلب بتدريج رشد مينمايد در حقيقت در حيطه روح و روان همان طفل در حركت و تكامل خواهد بود و ماده تناسلى و نطفه و مضغه هرگز جز بر آن روح و روان نخواهد بود.
زيرا ماده تناسلى جنبه مادى است و اجزاء آن نيز ماده است و روح و روان سمت تدبير و احاطه غيبى دارند بدون اينكه جزء ماده تناسلى باشد بلكه همان روح فرزند نيروى غيبى است كه در صلب پدر ماده تناسلى پدر حامل او را تدبيرى نمايد و رابطه مرموز با ماده تناسلى كه در صلب پدر است خواهد داشت.
١- براى توضيح بيشترى همان طور كه روح به جنين دميده مىشود و در دوره زندگى بدن عنصرى در حيطه تعلق و تدبير روان بحركت و استكمال بر بيابد بهمان قياس در دوره صلب پدر روح و روان فرزند ماده تناسلى كه در صلب پدر در حركت و رشد است در حيطه روح آن فرزند دوره استكمال ماده تناسلى را خواهد پيمود.
٢- نفوس بشرى در علم ساحت ربوبى همه معلوم و جدا و ممتاز از يك ديگرند هيچ گونه تداخلى نخواهد داشت و كثرت عددى بىشمار آنها محفوظ خواهد بود فرق در آنست كه در صلب هر والد كه ماده تناسلى تربيت شده صورت ميگيرد در حيطه روح مخصوص بآن طفل خواهد بود و با همان روح نيز حامل همه نفوس پسرى كه در علم ربوبى بايد از آن صلب و طريق ماده تناسلى صورت حقيقت بيابد خواهد بود يعنى روح و روان آن طفل بالذات احاطه تدبيرى بماده تناسلى خواهد داشت.
هم چنان كه احاطه تدبيرى مستقيم به جنين و بدن عنصرى در دوره زندگى خواهد داشت و يا بتبع ساير ارواح و نفوس بشرى كه در علم ربوبى بايد حامل همه آن نفوس باشد بتبع حامل آن نفوس بشرى فرزندان خود تا پايان