درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢١٥ - قوله و لا يعرف بشىء يشبهه و لا يهرم لطول البقاء
قوله: فليس لكونه كيف و لا له اين و لا له حد
: بيان صفت سلبى است و بيان نتيجه صفات سلبى و اثباتى گذشته است كه وجود ساحت ربوبى وجود ذاتى ازلى است و از جمله مقوله كيف و چگونگى نيست مانند وجود بشر كه زايد بر ذات ماهيت انسانى و وجود عارضى است هم چنين لازم وجود بحت و بسيط و قائم بذات آنست كه تحيز و مكان براى ساحت او نخواهد بود زيرا تحيز و مكان از شئون و لوازم موجودات زمانى كه محتاج بمكان مخصوص خواهد بود و هم چنين لازم ديگر آن آنست كه ذات كبريائى نامحدود و بسيط است و مانند بشر حد ندارد هم چنان كه بشر داراى ذاتيات است مانند حيوانيت و ناطقيت و جسمانيت ولى ساحت ربوبى وجود او بسيط و ازلى است و حد او وجوب وجود است بالاخره حد شاهد و اثر آنست كه موجود مركب است و ساحت قدس ربوبى بسيط حقيقى است و حد او لاحدى و وجود وجوب است.
قوله: و لا يعرف بشىء يشبهه و لا يهرم لطول البقاء
: و بيان صفت سلبى است نظر باينكه بسيط حقيقى است تركيب در او فرض ندارد و شبيه و مثل و مانند نخواهد داشت از نظر اينكه بشر در اثر و فعل همه مانند هم خواهند بود ولى ساحت كبريائى فعل او ايجاد و خلق او لا شىء است در اثر فعل شبيه و نظير نخواهد داشت هم چنين از نظر طول و ابديت وجود ساحت كبريائى پيرى و فرسودگى و ضعف و زوال قوا در ساحت او فرض ندارد زيرا پيرى و فرسودگى از لوازم بشريت و جسمانيت و اينكه قواى بدنى و روحى او عارضى و عاريتى باشد كه در اثر بكار رفتن قوا زايل شوند از قوا فرسوده گردد.
ساحت ربوبى وجود بحت و بسيط و منزه از جسمانيت و اعضاء و جوارحى است كه در اثر پيرى فرسودگى قواى بدنى و جوارحى خود را از دست بدهد خلاصه پيرى فرسودگى از عوارض بشرى است و ساحت قدس ربوبى وجود بحت و بسيط و ازلى است و منزه از جسمانيت و ماديت است و بقاء ساحت قدس ربوبى از