درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٠٤ - وجود مثالى و تمثل
ربوبى در افاضات خود نفع و يا سود و يا طلب ثناء و شكر و سپاسگزارى باشد لازم مىآيد كه ناقص بوده و غرض از افاضه وجود استكمال خود باشد اين امر محال است زيرا ساحت ربوبى واجد مرتبه كمال و فضيلت واجب است محتاج باستكمال از طريق افاضه وجود نخواهد بود.
و نيز چنانچه در آثار و افعال خود غرضى منظور باشد لازم آن نقص و امكان است از نظر اينكه قصد زايد و غرض زايد و تركيب لازم خواهد آمد و نيز كثرت و انفعال شاهد بر تركيب ذات است بر اين اساس هرگز در آثار و فيوضات خود غرضى و فايدهاى در نظر نخواهد داشت اين است مفاد لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ نه آنكه اشاعره گفتهاند.
ولى افراد بشر در فعل اختيارى لا محاله غايتى در نظر ميگيرد كه شريفتر از فعل و فاعل است زيرا بدان وسيله بكمال مقصود نائل خواهد شد.
هم چنين فرشتگان و قدسيان غرض از عبوديت و انقياد آنان تسبيح و تنزيه ساحت قدس و لقاء حريم كبريائى خواهد بود.
خلاصه هر فاعل مختار لا محاله هنگام اقدام بعمل اختيارى يكى از دو طرف فعل و ترك را در اثر وجود مرجح انتخاب مىنمايد و بدون وجود مرجح تحقق اراده مفهوم ندارد و نيز در باره ساحت كبريائى كه غنى بالذات است چون غرض زائد بر ذات است لا محاله در فيوضات خود غرضى منظور نخواهد داشت بلكه ذات قدس او غرض و غايت حقيقى است كه مقتضى افاضه وجود بر ماهيات ميباشد در نتيجه ساحت قدس ربوبى هم چنان كه فاعل و همه فيوضات از حريم او منبعث مىشود بهمين قياس غرض از افعال و فيوضات كبريائى خود خواهد بود.
خلاصه مفاد كريمه وَ هُمْ يُسْئَلُونَ آنست كه هم چنانچه وجود بشر عاريتى و محدود است بايد وظايف الهى را رعايت نمايد هم چنين حق خود و افراد و اجتماع را كاملا بايد رعايت نمايد و فقه مقدس اسلامى بر محور بيان حقوق