درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٢٨ - (شرح)
و تكرار نخواهد بود از نظر اينكه امتيازى در صرف و حقيقت شىء نخواهد بود.
و اجسام و ماديات به تبع حركات آنها در زمان قرار ميگيرند بر حسب ماهيات و ذرات آنها از اين نظر موجودى كه از مقوله حركت و تبدل نباشد و هم چنين متحرك نباشد و علاقه به متحرك نيز نداشته باشد هرگز واقع در زمان نخواهد بود از اين نظر نميتوان از او بكلمه متى و بطور استفهام از چگونگى وجود او سؤال نمود و از جمله لوازم موجود زمانى آنست كه چنانچه نسبت آن بزمان از قسمتى منقطع نشود بجزء ديگر از زمان نسبت نخواهد يافت.
مثلا موجود در اين روز غير از موجود در زمان و زمانهاى ديگر است ولى از نظر اينكه ساحت قدس ربوبى محيط بهمه موجودات و بهمه زمانيات و نسبت او بهمه آنها قيموميت است كه همه باو وابستهاند و نسبت او بهمه مراتب موجودات متغيره و يا ثابت و مجرد و مكانها همه نسبت واحده است بدون اينكه در ساحت قدس ربوبى او تغيير و يا تجدد و يا زوال در ذات و يا در صفتى از صفات او رخ دهد.
و هم چنين نسبت اضافه او از اين نظر صحيح است باينكه لحظهاى از زمانها از قيوميت او خالى نخواهد بود و منزه از عروض تغيير و تحول و حدوث و يا زوال در ذات كبريائى و يا در صفات قدس او رخ دهد اين از نظر فردانيت و احديت حقيقى او است.
نهايت احديت كبريائى مقتضى آنست كه با همه موجودات كه از فيض او بهرمند شده معيت قيوميت داشته باشد و نهايت تنزيه ساحت او از نقص و كمال علو او همانا قرب و احاطه بر موجودات است و يگانه فرد قائم بذات است كه موصوف بصفت صمد و اينكه همه ما سواء نيازمند باويند وجود او بىنياز از ما سواء موجودات ميباشد از نظر اينكه نور قاهرى است كه بر همه ما سواء احاطه دارد و نزديكتر است بآنها از وجود آنها زيرا نسبت آنها بخود بطور امكان است و بقيوم آنها نسبت وجوب و لزوم است و نسبت وجوب تأكيد نسبت بامكان است