درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٤٥ - قوله قلت يزعمون انه بصير على ما يعقلونه
چنين نيروى خيال اشتداد بيابد بمرتبه تعقل و يا بعكس نخواهد رسيد بلى چنانچه نيروى تخيل شدت بيابد بمرتبه شهود و رؤيت عين خيال خواهد رسيد و نيروى تعقل چنانچه شدت بيابد بمرتبه مشاهده قلبى و رؤيت عقلى خواهد رسيد نه بمرتبه خيال و يا حس ظاهرى.
خلاصه نيروى احساس و تعقل و تخيل انواع متقابل از لحاظ ادراك هستند و هر يك در عالم خود مباين با ديگرى است و شدت و تأكيد هر يك نيز مانع از وصول بديگرى خواهد بود.
و فرق آشكارى ميان معلوم و حس و تعقل است و تضاد و تخالف ميان رؤيت حسى و ادراك عقلى است و ايمان و معرفت قلبى ضد رؤيت حسى است و اتحاد و وحدت ميان قوه مدركه و صورت ادراكى است و قوه احساسى متحد با محسوس است و نيروى متخيله متحد با صورت خيال است نيروى تعقل متحد با صورت ادراكى عقلى است هم چنان تضاد و تخالف است ميان رؤيت حسى و ادراك عقلى.
و معرفت حاصل از عقل از طريق اكتساب ايمان قلبى بغير است و از شئون روان و صورت روح و حيات و نورانيت ذاتى و هميشگى آن خواهد بود منشأ بقاء در عوالم برزخ و قيامت همانا نور حيات در دار حيات حقيقى و سير و سلوك در رياض جنان خواهد بود.
هم چنان كه نور حسى و حركت منشأ حيات طبيعى و سير تكاملى در اين جهان مىباشد در عالم برزخ و قيامت نيز هر فردى از اهل ايمان بقدر نورانيت و صفاء روح و قدرت علمى و شهودى خود منازل را كه بايد بپيمايد خواهد پيمود (و الحمد للَّه زنة عرشه)