درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢١٢ - قوله و لا كان خلوا من الملك قبل انشائه و لا يكون منه خلوا بعد ذهابه
و هم گفتار داشته باشد و نقص و عجز خود را بوسيله رفيق و همنشين رفع نمايد و بشر است كه از نظر نقص وجودى پيوسته ميخواهد در اثر حاجت بوسيله دوست و همنشين احتياجات خود را رفع نمايد و از فضيلت دوست و رفيق بهرمند گردد.
زيرا ساحت قدس ربوبى منبع فيوضات و رشحات است كه همه عوالم از پرتو فيوضات او درخشان هستند گذشته از اينكه هر چه فرض شود مخلوق و آفريده او بوده و از فيوضات و بسط وجودى او بهرمند خواهد بود و ساحت قدس ربوبى با اين عظمت و قدرت ذاتى و بساطت وجودى فرض عجز و انعزال براى او فرض محال و خلف فرض است ساحت او ظاهر بالذات و سبب ظهور همه موجودات است و رفع نيازهاى همه آنها را هر لحظه دسترس آنان ميگذارد با توجه باينكه رفع عجز و انعزال در اثر رفاقت و همنشين و هم شأن خواهد بود.
و ساحت ربوبى منزه است از اينكه همنشين و يا مثل و مانند داشته باشد زيرا وجود او واجب واحدى قائم بذات و يكتا و بىهمتا است فرض همنشين و رفيق و انيس براى ساحت ربوبى فرض محال و خلف فرض است هم چنين فرض وحشت محال است.
قوله: و لا كان خلوا من الملك قبل انشائه و لا يكون منه خلوا بعد ذهابه
: بيان صفت سلبى است كه ساحت قدس ربوبى هرگز قدرت او وابسته نيست باينكه موجودات را خلق نمايد كه قبل بر خلق موجودات مالكيت و سلطنت نداشته باشد بلكه ساحت قدس ربوبى مالك حقيقى و سلطان عوالم امكانى است بدون اينكه موجودات را خلق نمايد زيرا قدرت او قدرت ذاتى و از شئون وجود واجب و حيات ذاتى او است و همه عوالم مسطورهاى از قدرت لا يزالى او هستند.
هم چنان كه گفته شده ساحت كبريائى كل الاشياء بر وجه اعلى و اشرف است و هرگز صفت وجودى از او سلب نخواهد شد بلكه او حقيقت موجودات است زيرا