درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٦٩ - قوله و هو كونه تعالى احاط بكل شىء علما لانه احاط بكل شىء وجودا
و در باره كيفيت و چگونگى و حقيقت علم حق تعالى اقوال چندى گفته شده است از جمله بطور ارتسام صورتهاى اشياء در حريم قدس باشد.
و فساد اين قول واضح است كه قبول و انفعال و تركيب و حلول لازم آن امر محال است.
و قول ديگر آنست كه ذوات موجودات عقليه و حسيه در پيشگاه ربوبى حاضرند بحضور ذاتى و قول ديگر اسماء الهيه منشأ علم و احاطه شهودى حريم كبريائى خواهد بود.
و قول ديگر آنست كه علم بذات كبريائى عين ذات و علم بساير اشياء عبارت از وجود عقل اول با صورتهاى قائم بآنها خواهد بود.
و اين اقوال توأم با نواقص است كه حريم قدس از هر گونه نقص و امكان منزه است از جمله اشياء حادث بحدوث ذاتى است و حقيقت علم كبريائى قديم ذاتى است و چگونه تصور ميرود اشياء علم بسيط كبريائى باشد چنانچه گفته شود كه علم بذات قدس مغاير با علم باشياء و معلومات است چگونه علم بآنها قديم باشد.
توضيح آنست كه حقيقت علم كبريائى باشياء همان علم بحريم قدس و عين ذات قدس است و واجب الوجود بالذات واجب بجميع جهات است و مباينت ميان افراد علم بطور فرض و اعتبار است يعنى علم و احاطه شهودى واحد بسيط است و منافات ندارد كه معلومات و مقدورات بينهايت باشد و كثرت و اختلاف مخلوقات و معلومات ضررى بساحت و حريم قدس نخواهد داشت زيرا علم به ساحت ربوبى لازم ذاتى آن علم و احاطه شهودى بهمه اشياء و معلومات و مقدورات و مخلوقات خواهد نمود بديهى است كه خالق بيك قهر و فيض اشياء را از كتم عدم و از لا من شىء پديد مىآورد و ايجاد مىنمايد همان رابطه ذاتى كه رابطه وجود است همان رابطه علمى و شهودى و قدرتى و قهر است كه بر موجودات و اشياء احاطه علمى و شهودى خواهد داشت.