درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٩٤ - قوله و خارج من كل شىء
زمان و موجودات زمانى و هم چنين نه مانند دخول جزء در كل و نه مانند دخول كلى در فرد خارجى و جزئى و هم چنين نه مانند دخول نوع و جنس در فرد خارجى و هم چنين نه مانند دخول وجود در ماهيت كه جزء عقلى است و نه مانند دخول ماده در صورت و نه مانند دخول روان در بدن عنصرى كه هر يك از اين اقسام از لوازم موجودات زمانى و مادى است بلكه دخول ساحت قدس ربوبى در موجودات بطور مجهول الكنه است و مانند نخواهد داشت و از نظر قيوميت محال است كه موجودى تهى باشد از رابطه با ساحت ربوبى و بفرض با موجودى رابطه نداشته باشد بالاخره فاقد موجودى باشد محال است زيرا فقدان، عجز و فقر و نقص است و ساحت ربوبى محض وجود و حقيقت وجود است و ممكن نيست كه براى حريم كبريائى با موجودى عدم و فقدان باشد كه منافى با حقيقت وجود است بلكه مركب از وجود و شىء آخر كه عدم است باشد و ساير موجودات كه مركب از وجود و عدم و وجود آن توأم با عدم از جهتى است و اجنبى از موجودات است.
قوله: و خارج من كل شىء
: از نظر عظمت مقام كبريائى و رفعت او از هر موجود و مخلوقى خارج خواهد بود و از نقص و امكان منزه خواهد بود و هم نوع و مانند و مثل نخواهد داشت و نهايت عظمت حريم او هم چنان كه سبب دخول و دخالت در همه مخلوق و موجودى است بهمان دليل از عظمت مقام و رفعت حقيقى او منزه خواهد بود از اينكه از موجودى خارج باشد بطورى كه فاقد موجودى باشد زيرا فقدان از لوازم مخلوق است و منافى با بساطت وجود است و حريم كبريائى محال است رابطه قيوميت با آن موجود نداشته باشد و بالاخره عدم در حريم قدس راه نخواهد داشت و مركب از وجود و شىء ديگر كه مخالف با مجرد است و نيز تنافى با بساطت وجود دارد و مفاد روايت شريفه بر اساس تنزيه ساحت ربوبى است از اينكه كسى نتواند حريم قدس او را توصيف و تعريف نمايد و از طريق بصيرت خيال