درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٩٣ - نفوس بشر در اصلاب
روح و روان او استكمال مىيابد بتبع از نظر اينكه حامل صلب مجرد خود ميباشد آن هم استفاده نموده و نورانيت خواهد يافت.
بر اين اساس است كه حامل صلب فقط اولاد ذكور خواهند بود و بمنزله آباء عقلى و معادن اصلى بشر خواهند بود ولى دختران ظرف انتقال ماده تناسلى در صلب ذكور برحم خود خواهد بود كه فقط ماده تناسلى و صلب را مىتواند تربيت نمايد كه اوول گفته مىشود و حامل صلب و نور روح و روان نخواهد بود بدين نظر افراد بشر استناد بآباء خود دارند نه بمادران بر حسب آيه ادْعُوهُمْ لِآبائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ.
١- صلب هر فردى از بشر كه از طريق تناسل انتقال بارحام مىيابد حامل همه اصلاب فرزندان خواهد بود و در مورد تعدد فرزند ذكور صلب او في علم اللَّه انشعاب مىيابد و از دو طريق جريان مىيابد و يا از طرق زياده و فرزندان متعدد خواهد بود.
٢- نفوس بشرى كه واسطه غيبى با اصلاب دارند از نظر تجرد و نورانيت غيبى از طريق اصلاب مورد استكمال قرار ميگيرند هم چنان كه ارواح قدسيه پيامبران هرگز در صلب شخص كافر كه حامل صلب ظلمانى و تيرهگى محض و محروميت محض است قرار نخواهد داشت گرچه بوسائط متعدد باشد مثلا ابراهيم خليل عليه السلام تمام مراتب آباء و اجداد او تا بآدم عليه السلام برسد همه مؤمن و موحد و خداشناس بودهاند زيرا فرض صلب كافر و مشرك و محروم از نورانيت و بالاخره روان كافر و مشرك كه حامل صلب فرزندان او است محال است كه حامل نور محض گردد و ظلمت محض هرگز حامل نور محض نخواهد بود بلى ممكن است حامل صلب نور مخلوط به تيرهگى باشد و حامل صلب فرزندان خداشناس ولى بطور اكتسابى كه نورانيت آنان فطرى و اكتسابى است نه بطور نورانيت موهوبى كه سبقت وجودى و نورانيت الهى و وجودى دارند هرگز