درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٤٤ - قوله قلت يزعمون انه بصير على ما يعقلونه
غرض از بعثت رسولان و انزال كتابهاى آسمانى سوق بشر بسوى كمال و سعادت و باقصى مرتبه كمال است و سعادت بشر نيز بر اساس علم و عمل صالح است هم چنان كه نتيجه از عمل صالح نيز تكميل ايمان و ثبات عقيده است و غرض از التزام باعمال صالحه و اداء وظايف نيز تخليص روان از رزايل خلقى است.
و علم عبارت از معرفت باصول و توحيد و بصفات ربوبى و توحيد افعالى است و كمال انسان كه سبب سعادت و تقرب او تحريم ربوبى مىشود معرفت و علم بتوحيد و بمعاد و سبب اتصاف بفضايل خلقى و تبرى از رزايل در نتيجه سبب نورانيت قلب و صفاء روح خواهد شد.
بديهى است ايمان اعتقادى و هم چنين انقياد عملى قابل اشتداد و ضعف و كمال و نقص است و آغاز نور فطرت توحيد در بشر ضعيف و ناقص بوده بتدريج در اثر حركات فكرى و ارادى استعداد يافته و از مرتبه استدلالى و كسب بمرتبه شهود قلبى و ثبات اعتقادى خواهد رسيد و علم بمرتبه عين و ايمان بمرتبه عيان و معرفت اكتسابى بمقام شهود قلبى خواهد رسيد.
با توجه باينكه علم بمرتبه عين و ايمان بمرتبه عيان و معرفت بمرتبه شهود قلبى مىرسد و نيروى احساس و محسوس ضد يا نيروى عقل و معقول است و نسبت حس با عقل نسبت تضاد است نه نسبت كمال و نقص زيرا هر يك از نيروى حس و عقل و خيال حدودى دارند و جهت اشتراك نخواهند داشت و مرتبه كامل حس خيال نخواهد بود هم چنين نيروى خيال بمرتبه تعقل نخواهد رسيد بلكه نيروى خيال چنانچه تقويت شود رؤيت يعنى خيال خواهد بود نه رؤيت حسى زيرا نيروى حس مباين با نيروى خيال است و هم چنين نيروى تعقل چنانچه شدت بيايد از معرفت قلبى و استدلالى بمرتبه شهود قلبى خواهد رسيد و ربط نيروى خيال ندارد خلاصه هر يك از اين سه نيروى و ادراكى و مدارك مخالف و ضد يك ديگرند و ابصار و رؤيت حسى چنانچه شدت بيابد بمرتبه تخيل نخواهد رسيد هم