درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٩٨ - نفوس بشر در اصلاب
جهان خواهد بود و فقط روح همان طفل مباشر تدبير ماده تناسلى خواهد بود هم چنان كه بخصوص روح و روان همان طفل بر بدن عنصرى و جنين خود احاطه تدبيرى خواهد داشت.
٣- از اين تعريف استفاده شد كه قول باينكه ماده تناسلى و آنچه در صلب آدم نهاده شده چگونه تجزيه شده بقدر بينهايت و تعداد فرزندان آدم كه در هر دوره بتعدد فرزندان انشعاب مىيابند.
بالاخره چگونه ماده تناسلى تجزيه مىشود باجزاء و انشعابات بينهايت تا آخر دوره زندگى بشر اين نظر خالى از حقيقت خواهد بود زيرا نفوس بشرى هرگز جنبه ماديت نخواهد داشت در همه مراحل و عوالم تجرد ذاتى خود را بطور حتم حفظ خواهد نمود فقط باختلاف عوالم و اينكه در هيچ يك از مراحل نفس و نفخه ربوبى وجود ادراكى نبود جز بطور نورانيت اقتضائى چگونگى تعلق و تدبير آن اختلاف خواهد يافت.
مثلا در عالم قدر و يا قضاء تجرد محض داشته و هنگام كه بصورت ماده تناسلى در آمده و در صلب آدم عليه السلام نهاده شده با اينكه تعداد نفوس بشرى بينهايت بوده هيچ گونه جزء ماده تناسلى نخواهد بود زيرا موجود اقتضائى مجرد بصورت ماديت در نخواهد آمد فقط چگونه تعلق و تدبير و احاطه آن اختلاف بىشمار خواهد داشت مثلا در دوره صلب پدر روح فرزند سمت تدبير ماده تناسلى را دارد ولى بدون اينكه از مقام تجرد خارج شده جنبه ماديت بخود بگيرد بلكه فقط از نظر تدبير نيروى غيبى ربوبى است مانند تصرف فرشتگان نسبت بماده تناسلى همان طور كه روح به جنين دميده مىشود جنبه تدبير و احاطه را خواهد داشت و ماده تناسلى كه در صلب پدر است در حيطه نيروى غيبى روح و روان فرزند خواهد بود تعلق مرموز حقيقى كه هنگام تعلق بجنين بحد ظهور ميرسد.
بالاخره همان تعلق تدبيرى است كه در صلب پدر بماده تناسلى كه جزء