درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٩٤ - قوله و منعهم اطاقة القبول
قوله: لسبق علمه فيهم و منعهم اطاقة القبول
: بيان آنست كه حق تعالى اهل معصيت را قدرت و تقويت مينمايد كه هر چه را كه خواهند بجا آورند از نظر آنست كه در عالم ازل حق تعالى احاطه داشته به اهل معصيت و به مسألت آنان نيز احاطه داشته است بدين جهت آنچه را كه در دنيا اهل معصيت بجا آورند همان است كه حق تعالى در ازل تمايل آنان را به معصيت مشاهده فرموده است بالاخره در دنيا آنچه را خواهانند كه در عالم ازل حق تعالى بر آنها و بر خواسته آنها احاطه علمى و شهودى داشته و دارد و بر حسب خواسته اهل معصيت بآنان پاسخ ميدهد.
قوله: و منعهم اطاقة القبول
: از نظر اينكه اهل معصيت رابطه با امر و نهى حق تعالى ندارند از اين جهت حاضر نيستند كه در مقام انقياد و اطاعت بر آيند ناگزير بر آنان بسيار سخت و دشوار است كه در مقام اطاعت بر آيند و حق تعالى نيز آنچه را كه آنان خواستارند همان را بآنها موهبت خواهد فرمود و آن تمرد از وظايف الهى است.
و در جمله منعهم مبنى بر توحيد افعالى است كه همان نيروى تمرد و عدم قبول اهل معصيت باطاعت از او امر حق تعالى همان را حق تعالى بآنان موهبت ميفرمايد و در مقام تمرد برميآيند و قدرت و طاقت قبول اطاعت و انقياد را از آنان سلب و منع خواهد فرمود يعنى هم چنان كه در مقام تمرد برميآيند و نميخواهند اوامر الهى را اطاعت نمايند حق تعالى نيز آنان را منع و سلب خواهد فرمود از اينكه در مقام اطاعت برآيند و از نظر توحيد افعالى منع را استناد به ساحت قدس فرموده است با اينكه خود آنان در مقام امتناع اوامر الهى بر مىآيند ولى از نظر توحيد افعالى تعبير به منع فرموده و طاقت و قيام باداء