درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٧١ - قوله لا تضبطه العقول و لا تبلغه الاوهام و لا تدركه الابصار
هميشه و ابدى خواهد بود.
وحدت ساحت كبريائى وحدت عددى نيست كه مثل و مانند خارجى و يا فرضى داشته باشد زيرا ماهيت ندارد جز انيّت بسيط كه شائبه تركيب در حريم او خلف فرض است و در صفت كبريائى الوهيت و معبوديت خود شريك ندارد در صفت احديت و بساطت حقيقى نيز نظير و مانند ندارد و او متوحد در بساطت است و تركيب و انقسام در حريم قدس او فرض محال است و ساحت او متفرد است در تفرد و يكتائى خود وحدت او حقيقى و مجهول الكنه است وحدتى است كه بر عوالم امكانى تا ابد قاهر است و وحدت همه صفات كبريائى مجهول الكنه است.
قوله: لا تضبطه العقول و لا تبلغه الاوهام و لا تدركه الابصار
: هرگز عقول بشرى بر حريم كبريائى او راه نخواهند يافت و اوج عظمت و كبريائى او قابل وهم و ادراك نخواهد بود و از لطافت و عظمت حريم او دانش بشرى به حدود حريم او نخواهد راه يافت، زيرا كه او حقيقت وجود و صرف وجود است و او اصل و مبدأ پيدايش موجودات است و عوالم امكانى كه بينهايت است رشحهاى از رشحات و فيضى از فيوضات نامتناهى كبريائى او است و او اصل و مبدأ موجودات است، هرگز خالق با مخلوق و حافظ با اشياء و آثار خود يكسان نخواهد بود.
از اين رو هرگز عقول بشرى صفات كبريائى او را نخواهد درك نمود و نيز قوه واهمهاى به حدود حريم او راه نخواهد يافت و توصيف و تعريف و مادحان هرگز نمونهاى از فضائل كبريائى او را نخواهند بيان نمود نعت و صفات او غير معقول است و هر چه مخفى و پنهان باشد از حدود افكار و اوهام و عقول بشرى است و از نظر قصور فهم و يا ادراك و حس است و يا از نظر عايق و مانعى است كه نتوانسته است بر حقيقتى فائق آيد و بر آن احاطه نمايد و يا از نظر نهايت ظهور