درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٠٨ - پرتوى از عالم مثال
كه روح انسانى چنانچه بواسطه تدبير آن از بدن عنصرى قطع شود كه اولين صحنه و عالم شهود است روح انسانى هر چه از اعمال خير و شر بجا آورده و در خاطر و ذهن خود انباشته و جزء ذات و ذاتيات و حقيقت نيروى روح قرار گرفته است همه اعمال و افعال ارادى او در خاطر و نيروى متخيله او احضار خواهد شد.
يعنى هر چه از اعمال خير و شر داشته خواه ناخواه به نيروى غيبى در ظرف روح بطور صورت مثال احضار خواهد شد و احضار بطور اجبار است نه بطور حضور كه روح اعمال ارادى خير و شر خود را در ظرف خيال خود حاضر نمايد و بآنها رجوع نمايد هم چنان كه در دوره زندگى امر خيال اختيارى است و توجه به نيروى ذاكره و حافظه است كه هر چه در ظرف حاضر داشته صورت و مثال آن را در ظرف خيال ايجاد نمايد.
بديهى است كه امر خيالى از لحاظ ماده تجرد دارد يعنى مادى نيست و مجرد است ولى مقدار و شكل و ساير خصوصيات آن از خارج گرفته شده است بدين جهت حد وسط تجرد است و از ماديت نيز اثر و بهرهاى دارد.
بر اين اساس عالم مثال و برزخ عالم اشهاد است باستناد نيروى غيبى نه شهود يعنى بطور اجبار و خواه ناخواه هر عمل ارادى خير و شر كه در دوره زندگى مرتكب شده و بجا آورده و در درون روح جا داشته و جزء ذات و ذاتيات روح و روان گشته بالاخره حالت ثبات و استقرار داشته مقابل اعمال غير ارادى كه از درون روح صادر نشده همه اين اعمال با خصوصيات آنها در ظرف خيال اشهاد مىشود و بر اثر نيروى خيال ارائه مىشود خلاصه افعال اختيارى در درون روان اثر خواهند گذارد هم چنين از تكرار عمل در روان ملكاتى پديد مىآيد در جهان ديگر روح و خيال بدان صورت خواهد در آمد.
و شاهد آنست كه نيروى خيال هنگام قطع رابطه روح از بدن عنصرى تقويت شده و رفع موانع خارجى از آن شده است و مستقل شده يعنى نفسيت و جنبه