درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٠٩ - پرتوى از عالم مثال
تدبير آن ببدن پايان يافته در وجود لنفسه في نفسه شده است و هر چه از اعمال اختيارى و افعال ارادى كه در ذات و كمون او نهفته است به نيروى غيبى الهى در ظرف خيال احضار و اشهاد مىشود و چه بسيار كه اين امور و اعمال اختيار در دوره زندگى از خاطر و نيروى حافظه محو شده است و هرگز بخاطر نداشته است ولى نيروى خيال كه از شئون روح مستقل است آن نيروى خيال هم استقلال يافته بر حسب نظام عالم برزخ همه اعمال ارادى و آنچه در كمون داشته بطور اشهاد باو ارائه مىشود يعنى نيروى خيال همان اعمال را با خصوصيات آنها در خاطر خود ايجاد مينمايد و از آن تعبير بوجود مثالى مىشود يعنى در خاطر و خيال صورت آن اعمال ايجاد مىشود و بطور ثابت همان صورتهاى مثالى باقى خواهد ماند.
روح بشر از نظر هويت شخصيه كه متميز امتياز ذاتى دارد از غير و خود را مىيابد و مىشناسد بدين جهت ذات او محفوظ و ثابت خواهد بود ولى قواى ظاهرى آن مانند حواس پنجگانه وجود آنها رابطى و وابسته بروح است از اين نظر خود را نمىشناسد هم چنان كه قوه بينائى هويت مستقل ندارد در مقابل نيروى شنوائى از اين جهت هيچ يك از حواس ظاهرى استقلال وجودى ندارند و پس از قطع علاقه و تدبير روح از بدن عنصرى بعالم ديگر برزخ و قيامت انتقال نخواهد يافت بلكه در عالم شهود برزخ و قيامت همان روح قائم بذات و مستقل در وجود است كه ربط بقيوم كبريائى است و بوحدته واجد همه قواى احاطه وجودى است كه بر هر يك از نيروهاى ظاهرى در عالم طبع مترتب مىشد روح و مقام ذاتى آن از حد عقل بالفعل و نيروى واهمه و تفكر و خيال و همه احساسات ظاهرى بوحدته همه قوا را واجد است هم چنان كه در دوره زندگى نيز اساس روح بوده است.
از جمله شئون ذاتى و روانى روح است آنچه از فكريات و عقليات و انديشهها