درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣١٧ - قوله فاذا نفى عنه الشبهين شبه الابدان و شبه الارواح فقد عرف الله بالله
پذيرش و قبول شعاع نيروى ملكوتى خواهد شد بنام روح و يا نفس ناطقه كه فقط اقتضاء نطق و ادراك را دارد بدون اينكه در آن هنگام ادراك داشته باشد.
بالاخره هنگام تنزل نيروى غيبى نفس و نيروى نطق كه به جنين تعلق مىيابد فاقد هر گونه احساس خواهد بود و آيا خودشناس است و يا فاقد خودشناسى نيز مىباشد ظاهر آنست كه نيروى خودشناسى ذاتى او است هم چنان كه در عوالم سابق از جمله عالم ذر و الست خود را شناخته بوده است و با آن شناخت به سؤال مقام كبريائى پاسخ گفته و معرفت ذات هرگز فراموش نخواهد شد.
خلاصه همان روان و رشد جنين است كه اقتضاء وابستگى با نيروى ناطقه و نفس دارد و بصورت رشد نباتى و ناطقه خواهد درآمد يعنى در آغاز تعلق وجود حقيقت نيروى غيبى اقتضائى بوده ولى در جريان زندگى بتدريج در اثر استفاده از نيروهاى ظاهرى و درونى رو بتكامل نهاده و جنبه تجرد آن زياده خواهد شد از نظر اينكه حقيقت موجود مجرد آنست كه نزد خود حاضر و احاطه حضورى بخود داشته باشد با اينكه نيروى غيبى بوده كه جنبه تجرد داشته ولى نظر باينكه تجرد مقول بتشكيك و بينهايت است هر چه از معلومات و تصورات و قضاياى تصديقى را ادراك نمايد و بيابد بر احاطه و تجرد آن افزوده مىشود و از ماده و ماديات رفته رفته بىنياز خواهد شد و بر حسب ذات شايسته ابقاء و مقام ابدى خواهد شد.
و در نتيجه اين قول معروف بروحانية الحدوث و روحانية البقاء است يعنى روح در عوالم سابق و عالم ذرّ و الست وجود ظلى و نيروى غيبى بوده و پاسخ به پرسش حق تعالى داده و در صورت اقتضاء از طريق نفخه ربوبى به جنين بدن عنصرى تعلق يافته است و نيروى غيبى ضعيف بوده كه نازلترين مراتب تجرد و مرتبه خودشناسى است و تجرد ضعيفى كه تعلق به جنين و بدن عنصرى دارد مرتبه كمال و رشد آنست يعنى نيروى غيبى كه در اثر نفخه و دميدن ببدن حايز