درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٠٠ - وجود مثالى و تمثل
بود نتيجه آنست كه فاعل و خالق موجودات و افاضه دائم بعوالم امكانى از ساحت قدس ربوبى است هم چنين غايت و غرض از فيوضات كه عوالم را فرا گرفته ساحت قدس ربوبى است كه فاعل و خالق و نيز غرض از نظام خلقت مىباشد پس موجودات امكانى از حريم كبريائى منبعث شده و بآن مقام نيز باز خواهد گشت.
از بيان گذشته استفاده شد كه مفاد لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ از نظر آنست كه ساحت كبريائى مورد سؤال از فعل و آثار خود قرار نميگيرد در اثر آنست كه واجب الوجود و هر چه از حريم قدس او ظاهر و منبعث شود لا محاله صالح و خير محض بوده است و عبارت از فيض وجود و هستى است كه خير محض است و امر شرّ و عدمى از ساحت قدس او صادر نخواهد شد و نيز با توجه باينكه از فعل و آثار خود غرضى در نظر ندارد از نظر اينكه غنى و بىنياز است حاجت و فقر و نقصى در حريم او راه ندارد تا اينكه بواسطه افعال خود آن نقص را رفع نمايد و نيز غرض زائد سبب تركيب ذات و كثرت فعل و انفعال است و ساحت ربوبى منزّه از نقص است بر اين دو جهت ساحت قدس ربوبى مورد سؤال و مؤاخذه قرار نخواهد گرفت.
ولى قول باينكه ساحت كبريائى مالك و خالق موجودات است و هر چه بخواهد در مورد موجودات و نظام جهان خير و يا شر اجراء نمايد مورد سؤال و مؤاخذه قرار نخواهد گرفت و كسى حق سؤال و مؤاخذه از مالك على الاطلاق جهان ندارد و برهان ديگر آنست كه هر چه را اراده نمايد خير و يا شر بوجود خواهد پيوست و محتاج بمرجح نخواهد بود.
پاسخ گفته شد ساحت قدس ربوبى مالك على الاطلاق نظام خلقت است منافات ندارد كه بطور كلى فعل شرّ كه مستلزم ضرر و يا اختلال نظام باشد خود عمل ناسزا خواهد بود قطع نظر از آنست كه كسى حق مؤاخذه باو ندارد از اينكه مالك على الاطلاق است خود فعل صادر كه مستلزم ضرر و زيان باشد.