درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٩ - شرح
صورت جوهر وجودى عالم قيامت مباين كمال عالم طبع نخواهد بود بلكه تكرار و آغاز آنست و بر حسب منطق آيات كريمه نظام عالم طبع گسيخته شده و نظام ديگرى بنام نظام باقى و ابد در عالم قيامت فرمانروا خواهد شد گذشته از اينكه بر حسب حركت و سير تكاملى نظام طبع آنست كه همه ذرات آن محكوم بسوق بسوى كمال است و آن عالم قيامت نورانى و ابدى خواهد بود.
و منافات ندارد كه بدن انسانى كه جزء و در آستانه عالم قيامت بار ديگر در حيطه تدبير روح در مىآيد بدن كامل و نورانى و باقى و شريف و محكوم ببقاء بر حسب نظام آخرت باشد زيرا بدن انسان عنصرى در عالم دنيا محكوم بنظام طبع بوده و پيوسته محكوم بزوال و تغيير و تحول بوده است و بر اساس بدل ما يتحلل استوار بوده است ولى بدن كه در عالم قيامت جزء انسانى و در حيطه روح بار ديگر در مىآيد بدن با صفاء و نورانى و محكوم ببقاء بر حسب نظام آخرت ميباشد.
زيرا گفته شد كه اين گونه تحولات بر اساس كمال است ضرر بوحدت موجود ندارد و از نظر اينكه بدن عضو قائم بنفس و روح است با وحدت نفس در عالم دنيا و وحدت روح در عالم قيامت ضرر بوحدت حقيقى بدن نيز نخواهد رسيد زيرا بدن جزء و تابع وحدت و شخصيت نفس در دنيا خواهد بود همچنان كه وحدت روح سبب امتياز بدن و اختصاص بروح مخصوص خواهد داشت.
در نتيجه انسان شخصى كه در آستانه عالم قيامت در مىآيد همان فرد انسانى است كه در عالم دنيا با بدن عنصرى بزندگى و سير و كمال خود ادامه داده است تا هنگام كه آستانه عالم برزخ در آمده است و نظر باينكه در عالم برزخ روح رو بتكامل نهاده و مرتبتى از كمال پيموده هم چنان كه مقتضاى افراد كامل از اهل ايمان آنست بتبع روح بدن عنصرى نيز كه در قبر پنهان است آن نيز بتبع در مقام تكامل بر حسب اقتضاء بتناسب خود آنست بر آمده و پس از سپرى شدن عالم برزخ بار ديگر كه اجزاء خاك بدن انسانى در حيطه روح در مىآيد هر دو