درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٩٣ - قوله فالله تعالى داخل في كل مكان و خارج من كل شىء
بسيط قائم بذات ازلى است هرگز معرض حوادث و عوارض قرار نخواهد گرفت زيرا لازم عرض آنست كه ذات قدس او از جهتى فاعل باشد و از جهت ديگر قابل و تركيب لازم مىآيد.
قوله: لا يوصف باين
: صفت سلبى است تحيز در مكان از صفات موجودات طبع است و موجود مجرد بسيط اقصى مرتبه بساطت هرگز موصوف بتحيز و تمكن نخواهد بود و تأين از لوازم موجودات مادى و جسم است.
قوله: و كيف اصفه بالكيف و هو الذى كيف الكيف حتى صار كيفا
دليل بر امتناع اينكه حريم كبريائى را كيفيت و چگونگى عارض شود زيرا كيف ماهيت امكانى است و هر ماهيتى محتاج بجعل و خلق است بايجاد وجود كه ماهيت نيز بتبع وجود موجود خواهد شد و در صورتى كه كيفيت بتبع موجودى ايجاد نشود كيفيت كه عرض است هرگز موجود نشده و نيز شناخته نخواهد شد و نظر باينكه حق تعالى خالق كيفيت و موضوع آنست پس هرگز معرض كيفيت نخواهد شد.
قوله: ام كيف اصفه بحيث و هو الذى حيث الحيث حتى صار حيثا:
حيثيت حصول در جهتى است و از لوازم ماديت و جسميت است و از امور عرضى است مانند مكان و تحيز و بودن و اختصاص دارد بمكان داشتن مانند حيثيت بودن در زمان.
قوله: فاللَّه تعالى داخل في كل مكان و خارج من كل شىء
: از نظر اينكه ساحت قدس ربوبى احاطه بر موجودات دارد احاطه قيوميت در همه موجودات دخالت دارد بطور مخصوص و مرموزى نه مانند دخالت جسم در مكان كه آن جسم را فرا گرفته باشد و هم چنين نه مانند دخول وقوع شىء در