درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٩١ - نفوس بشر در اصلاب
انتقال بعالم اصلاب نيز بهمان كثرت عددى منشعب در فرزندان ذكور آدم مىشود تا پايان جهان خلقت با توجه باينكه نفوس بشرى در هر يك از اصلاب كه مدت چندين سال بطول ميانجامد كه از طريق تناسل بفرزندان بشرى ذكور انتقال مىيابد.
لا محاله به تبع روح و روان آن فرزند كه حامل صلب فرزند حوا بوده بالاصاله و حامل نفوس بشرى اولاد حوا بوده بطور تبع هم چنان كه فرزند روح و روان خود را تقويت نموده در سير و تكامل خواهد بود تا پايان عمر خود.
بهمين قياس نيز بتبع نفوس بشرى كه در صلب خود داشته الاقدم فالاقدم آنها را تقويت نموده و از هر يك از آنان تعبير مىشود باينكه نفوس بشرى در اصلاب آباء عقلى و مبادى اصلى كه بصورى عقلى و نورى و مجرد هستند و در اثر ادراك نورى شاهد ذات و ذاتيات خود خواهند بود بتناسب همان نشئه مورد اشهاد قرار ميگيرند كه ذات و هويات نورى خود را مىشناسند بهمان تناسب نشئه ادراكى و نورى مجرد در همان نشئه اصلاب مورد خطاب الست بربكم قرار ميگيرند و بهمان ادراكى ذاتى نيز مىفهمند.
مفاد خطاب حق تعالى را در پاسخ وجودى هر يك از نفوس بشرى بىشمار خواهند گفت بلى تو آفريدگار يگانهاى كه ما را آفريدهئى و مقام قدس و نورانيت و صفاء و تجرد بما موهبت فرمودهئى هم چنان كه در دنيا بتناسب فطرت هر فردى از بشر همين پاسخ را از فطرت خود صادر شده و ميگويد و ميفهمد گرچه بيگانه و غافل از خود باشد.
و نفوس بشرى زياده بر تصور كه در عوالم و نشئات سابق گذشته و بعالم اصلاب انتقال يافتهاند لا محاله بر حسب ظهور صفات كبريائى و نيز طبق نظام خلقت داراى سه طبقه خواهند بود يكى السابقون الاولون كه از نظر قرب و نورانيت زياده بر تصور است و سبقت وجودى آنها سابقون و مقربون معرفى