درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٠٧ - (شرح)
در حقيقت تابش نور غيبى است كه ادراك آنان را نورانى مىنمايد از اين نظر كه نور غيبى قلب قدس مقام ولايت مطلقه را فرا گرفته است بهر چه نظر افكند در مرتبه اول و بطور دائم ساحت قدس ربوبى را متوجه مىشود و در پرتو آن از نيروى ظاهرى امور خارجى را ادراك مينمايد زيرا معلومات و اتصال بمقام قدس و استفاده از نورانيت غيبى هميشگى و دائم است ولى ادراك امور خارجى بطور عارضى است و از لوازم شهود ملكوت امور و حوادث است.
طريق ديگر معرفت و شناخت ساحت قدس ربوبى از نظر آثار و افعال و صفات سلبى است زيرا موجود قائم بذات كه سبب ندارد و جزء و قابل تجزيه خارجى مانند صورت و قوه نيست و فاقد اجزاء مقدارى است و نيز بحسب عقل مركب از جنس و فصل نيست بلكه بسيط حقيقى است قابل فهم نيست و از نظر اينكه حقيقت وجود بساطت محض است و توأم با ماهيت نيست از اين نظر تجزيه پذير نبوده و صورت و جزء ندارد تا اينكه شناخته شود هم چنان كه ماهيات و اشياء كه غير وجود هستند بر حسب اجزاء و ذاتيات آنها شناخته ميشوند.
بالاخره معرفت ساحت قدس ربوبى يكى از دو طريق است يا از طريق معرفت شهودى و صريح عرفان كه اختصاص باولياء و رسولان و اوصياء طاهرين عليهم السلام دارد كه فرمود
(ما رأيت شيئا الا و رأيت اللَّه قبله)
از نظر ظهور سلطان آخرت و عوالم غيبى در روح قدس و مقام ولايت مطلقه را فرا گرفته كه از طريق حق تعالى استشهاد مينمايند به مخلوقات نه از اشياء بساحت قدس ربوبى هم چنان كه آيه شريفه سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ مبنى بر اينكه حق تعالى ارواح قدسيه را بطور موهبت مقام شهود آيات انفسى و روحى قرار داده است و از نظر كثرت ارتباط با فيوضات ربوبى هرگز نورانيت روحى آنان معرض تيرگى و غفلت و يا نسيان قرار نخواهد گرفت و محصول معلومات آنان ارتباط با عوالم غيبى است بلكه ادراكات و احساسات آنان پرتوى از شهود ملكوت حوادث