درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٠٨ - (شرح)
و حقايق است و هم چنان كه افراد بشر عادى با همه معلومات و كمالات و فضايل آنان ادراكات و احساسات آنان است كه از طريق تفكر و انديشه بمرتبه تعقل ميرسانند با اينكه آنچه معلومات و معقولات كه تحصيل نمودهاند و از شئون آنان است بطور عادى و قابل زوال رسيدن خواهد بود در آغاز ارواح نيروى محض است و هيولى و فاقد هر گونه صورت ادراكى بودهاند.
و طريق معرفت دوم كه استدلال بوجود مخلوقات بخالق عز اسمه است باينكه ساحت قدس ربوبى منزه از نقص و امكان است و هر چه از مخلوقات ارواح و جسم است همه مخلوق ساحت ربوبى هستند و هرگز خالق مساوى با مخلوق نخواهد بود نه در ذات و نه در صفات و نه در افعال و نه در آثار هيچ مثل و يا شبيه و نظير نخواهد داشت.
از نظر اينكه ذات و صفات خالق ذاتى است و از نظر اينكه ذات او عين صفات واجب او است و از نظر اينكه همه آثار و افعال او از حريم كبريائى او منبعث ميشوند بدون وساطت امرى و چنانچه مخلوقى در صفت ساحت ربوبى مساوى و مثل باشد هر آينه در ذات و حقيقت مثل او خواهد بود و لازم آن تعدد خالق است و چنانچه تنزيه شود از ما سواء او چه ارواح باشد و يا ابدان و اجسام در نتيجه مثل نخواهد داشت بلكه نهايت معرفت ساحت ربوبى آنست كه هرگز ساحت ربوبى قابل معرفت و شناخت بحقيقت معرفت نيست و كنه بينهايت او قابل درك و احاطه نخواهد بود بلكه فقط از طريق ساحت ربوبى ميتوان بقدر امكان باو راه يافت و آن نيز اختصاص بمقام ارواح قدسيه دارد.
و هم چنان كه رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله فرمود
(سبحانك ما عرفناك حق معرفتك)
و نيز
(ان اللَّه تعالى احتجب عن العقول كما احتجب عن الابصار)
و چنانچه گفته شود كه چگونه ميان ساحت و حريم ربوبى با ملك مقرب و روح اعظم و عقل كل حجابى نخواهد بود.
پاسخ آنست كه حجاب ذاتى همانا وجود عاريتى است كه توأم با نقص و امكان