درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٥٤ - نفس روحانيت تعلقى است
و در اثر موهبت نفخه بصورت حيات نباتى كه بصورت احساس و شعور است در آيد اين نظر صحيح نيست زيرا از آيه كريمه استفاده مىشود كه روح و نفس و نيروى احساسى و شعورى بطور قوه و هيولى به جنين دميده مىشود و اين همان نفس و روح است كه در نشئات سابق بوجود ضعيف ظلى و بطور اشعه بوده و امتياز وجودى نداشته جز آنچه كه حق تعالى عالم بآنست از نظر اينكه در نشئات و عوالم سابق فقط امتياز هر يك از نفوس بشرى آن بوده كه خود را مىشناخته و نيز خالق خود را مىشناخت و در حيطه او خود را مىيافت و پاسخ مثبت نفوس بشرى نيز بر اين اساس است كه در عالم ذر و الست داراى نيروى شعور ضعيف و اقصى مرتبه ضعيف كه فقط خود را و خالق خود را مىشناخت از اين جهت اقدام بپاسخ مثبت نموده است.
نتيجه اين مقدمات آنست كه نفس و روح بشرى كه به جنين دميده مىشود حقيقت آن روحانية الحدوث و روحانية البقاء خواهد بود هم چنان كه در باره نفوس قدسيه پيامبران و رسولان و اوصياء عليهم السّلام بطور تحقيق اين چنين است و در باره ساير طبقات نفوس بشرى نيز همين حقيقت بمرتبه بسيار نازل آن كه فقط هنگام دميدن نفس و روح به جنين فقط خودشناس و خداشناس بوده است ولى سهمى از وجود متناسب با نظام جهان نداشته است.
بالاخره در اثر اينكه از مقام كبريائى و ما وراء عالم طبع باين جهان نزول نموده سبب مىشود كه مرتبهاى از وجود بر حسب نظام و سهمى از وجود بهرمند گردد و اين كمال روح است زيرا نفوس افراد عادى از بشر در عوالم سابق سهمى بخصوص از وجود ممتاز نداشته زيرا هنوز حد وجودى نداشته جز همين كه پاسخ بخطاب أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ گفته است و اين حد وجودى بسيار ضعيف است و چنانچه به جنين تعلق بيابد سهم زيادترى از قدرت وجودى خواهد يافت و از وجود نيروى بيشترى بهرمند خواهد شد.