درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٣٥ - قوله فلو دليتم على الارض السفلى لهبط على الله
است هيچ موجود و مخلوقى مساوى و يا مشابه او چه در صفات و چه در آثار نخواهد بود زيرا ساحت كبريائى از نظر بساطت وجودى هر چه را اراده فرمايد بدون واسطهاى از كتم عدم و لا شىء پديد مىآورد بلكه بمجرد اراده و قهر كبريائى عوالم را آفريده است و تا ابد بپاى خواهد داشت.
و مفاد توحيد ساحت كبريائى آنست كه مؤثر و خالقى نخواهد بود و فاعل و مؤثرى بطور حقيقى نخواهد بود جز ساحت ربوبى و عوالم مظاهر صفت ربوبى او هستند.
خلاصه وجود بذاته و قائم بذات حقيقت واحده و صرف وجود و بسيط است و اين حقيقت نور محض لوازم ذاتى دارد از جمله آنست كه عوالم امكانى را اشعه او فرا بگيرد و آثار و شعاعهاى داراى مقامات و مراتبى از وجود پرتوى و ظلى و براى هر يك از مقامات وجودى كه توأم با نقص است حدى خواهد بود كه معرف آن مرتبه از وجود ظلى است و بآن حد مائيت و ماهيت گفته مىشود كه معرف و حد آن موجود است بديهى است كه ماهيت هرگز وجود نخواهد بود بلكه حد وجود و معرّف موجود است هم چنين اعدام و نقائصى كه لازم و توأم با هر يك از مراتب بينهايت وجود است آنها نيز هرگز بهرهاى از وجود نخواهند داشت از نظر تناقض نتيجه آنست كه صرف وجود و بحت صرف كه اشعّه او عالم امكانى را فرا گرفته لا محاله يكتا و شبيه و يا ضد نخواهد داشت زيرا وحدت او حقيقى مجهول الكنه و بنهايت بساطت است و فقط وحدت عددى است كه حد ماهوى و ماهيت دارد و قابل تعدد در خارج و ذهن بوده شبيه و ضد خواهد داشت و اما واحد بوحدت حقيقى و بسيط كه تعدد و تكرار پذير نيست و خلف فرض است هرگز حد ماهوى ندارد و سائر مراتب موجودات امكانى وحدت آنها اعتبارى و عددى است نه حقيقى با توجه با اينكه براى نظام و ارتباط عوالم بيكديگر وسائط بيشمارى خواهد بود باختلاف قرب و بعد آنها وسائط آفرينش خواهند بود نظر باينكه موجودات