درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٥١٧ - قوله ما شاء الله كان و ما لم يشأ لم يكن
بجا آورد بر حسب مسألت ذاتى خود از حق تعالى آنكه او را توفيق دهد كه آن فعل را بر حسب نظام اختيار بجا آورد حق تعالى نيز از نظر آزمايش و اينكه بفاعل مختار نيروى اختيار داده بايد امكانات فعل را دسترس فاعل مختار بگذارد بر اين اساس حق تعالى مسألت فاعل مختار را خواهد پذيرفت و از آن تعبير باذن و مشيت مىشود و چنانچه فعل واجب و مباح باشد مورد مشيت و رضايت حق تعالى نيز قرار خواهد گرفت و چنانچه فعل معصيت باشد مورد مشيت تكوينى حق تعالى قرار گرفته از نظر آزمايش فاعل مختار ولى مورد نهى نيز قرار گرفته است زيرا حق تعالى آن فعل معصيت را نخواسته بلكه وجود آن را از مكلف خواسته فقط بر حسب آزمايش و نيروى اختيار است كه او بتواند فعل را بجا آورد.
قوله: ما شاء اللَّه كان و ما لم يشأ لم يكن
: بيان توحيد افعالى حق تعالى است كه فقط هر چه را كه ساحت كبريائى بخواهد و مشيت قاهره بدان تعلق يافته فقط بوجود خواهد آمد و چيزى را كه حق تعالى وجود آن را نخواهد محال است كه بوجود بيايد زيرا بهره وجود و هستى فيض است كه از حريم قدس ربوبى صادر مىشود و منافات با اراده و اختيار فاعل مختار نخواهد داشت.
زيرا اراده حق تعالى در طول اراده و مشيت فاعل مختار است مثلا امر تشريعى بابليس امر به سجده بود و هم چنين آدم عليه السلام را نهى فرمود از خوردن گندم نه ابليس استقلال در فعل سجده دارد ولى از نظر اينكه ابليس و پليدى ذات او مسألت نمود از حق تعالى كه بتواند سجده را ترك نمايد حق تعالى نيز از نظر آزمايش و اينكه ابليس نيروى اختيار خود را بكار ببرد او را اذن فرمود كه بسوء اختيار خود ترك نمايد سجده بآدم را و هم چنين آدم عليه السّلام را بر حسب صفاء روان او فريفته سوگندهاى شيطانى شد مسألت نمود كه حق تعالى