درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣١٤ - قوله و ليس لاحد في خلق الروح الحساس الدراك امر و لا سبب هو المتفرد بخلق الارواح و الاجسام
از بدن ناقص و ساقط قطع نمايد.
ولى همه و همه باذن حق تعالى خواهد بود ولى از طريق وسايل طبيعى و عادى بلكه نفوس بشرى از نظر استقلال آنها در زندگى و اينكه همه گونه حركات و افعال اختيارى از شئون نفس ناطقه است لا محاله مورد تقدير و قضاء قرار خواهد گرفت و حساب جداگانه خواهد داشت سعادت و شقاوت در اين دنيا و هم چنين در عوالم برزخ و قيامت قائم بروح خواهد بود و بدن و اجزاء آن وسايلى براى سير و سلوك و صدور افعال اختيارى است و در اختيار نفس ناطقه يعنى بدن قواى عامل و فرمانبر او خواهد بود.
و منافات ندارد كه در همه عوالم چه در اين جهان و چه در عالم قيامت روح با بدن مرتبط و متحد و وابسته بيكديگر باشند ولى عوارض بدن هرگز سبب قطع رابطه روح از بدن نخواهد بود خلاصه مرگ و موت انسانى بر اساس آنچه در برابر روح بر حسب تقدير ربوبى مقرر شده است و آن نيز در اثر اقتضاء ذاتى و اكتسابى روح است نه بر اساس قدرت و ضعف بدن است چه بسيار بدن قدرتمند و قوى كه لحظهاى سقوط كند و روح از آن گسيخته شود.
زيرا بر حسب دقت اجزاء بدن امر مبهم و قابل تحول و هيچ گونه بقاء و ثباتى ندارد در هر روز و ماه قسمتى از اجزاء بدن مورد تحليل و تحول قرار ميگيرد پس بدن عنصرى هر لحظه قابل تحول است بلكه نفس ناطقه است كه ثابت و باقى و هر لحظه رو بقدرت و تكامل نهاده و باقى بابقاء اللَّه خواهد بود و هر چه در باره نفس ناطقه مقدر شده همان در باره افراد بشر اجراء خواهد بود چه بدن عنصرى نيرومند و يا ضعيف باشد فرقى از اين جهت نخواهد داشت زيرا مقدرات عبارت از نتايج حركات و افعال اختيارى است كه بشر بآن سرگذشت خود را تنظيم نموده است و ذات و ذاتيات و اكتسابى خود نموده است.