درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٦٨ - قوله و هو كونه تعالى احاط بكل شىء علما لانه احاط بكل شىء وجودا
(شرح)
از سعه احاطه احديت كبريائى چيزى خارج و مباين نخواهد بود بر اين اساس گفته شده (هو كل الاشياء) بمعناى اينكه ساحت كبريائى اصل و منبع هر موجود و كمال است و از جمله مباينت اشياء از نظر نواقص و اعدامى است كه مخلوقات دارند و هر چه در موجودات باشد همان وصف وجودى بطور اعلى و اشرف در حريم قدس خواهد بود و كثرت اشياء و اختلاف نوعى و جنسى و عددى و بيشمار موجودات از نظر نواقص است كه در هر يك در حد وجودى آنها بنام ماهيت نهاده شده است و حق تعالى كمال هر موجود و غايت و مرجع آنها است وجود حقيقى ثانى نخواهد داشت از نظر اينكه وجود بسيط و حقيقى مجهول الكنه است زيرا وحدت عين وجود بسيط او است و وحدت هر موجودى عبارت از نفس وجود خاص بآنست و همان رابطه و وجه با حريم قدس است.
قوله: و هو كونه تعالى احاط بكل شىء علما لانه احاط بكل شىء وجودا
علم ساحت كبريائى باشياء از نظر اينكه حقيقت علم بسيط وحدت حقيقى است هرگز امرى از سعه احاطه علمى و شهودى او خارج نخواهد بود و چنانچه بعض امور بر ساحت قدس پنهان باشد مستلزم آنست كه علم او حقيقت بسيط و شهود حقيقى نباشد بلكه مشوب بجهل باشد مانند افراد بشر كه علم آنان هرگز علم حقيقى بسيط نيست بلكه در آن شائبه جهل و استفاده از خارج مىشود بلكه علم تام و كامل آنست كه بحقيقت بسيط باشد و كثرت و تعدد و اختلاف در آن نباشد و علم بسيط حقيقى است كه بر همه اشياء احاطه شهودى دارد و با وحدت و بساطت علم حقيقى تعالى علم و احاطه بر همه اشياء و مخلوقات خواهد داشت هم چنان كه وجود حقيقى ساحت كبريائى در اثر بساطت حريم بر همه موجودات و مخلوقات احاطه قيوميت خواهد داشت يعنى وحدت او قاهر بر ما سواء مىباشد.