درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٩٢ - نفوس بشر در اصلاب
ميشوند آنان با نيروى اطاعت و انقياد وجودى كه منور بنور فيوضات ربوبى هستند در پاسخ سبقت نموده از نظر اينكه خطاب الست بربكم را در مقام سابقتر شنيده و بهمان نيروى نورانى ذاتى و موهوبى خودشان قيام بپاسخ نمودهاند و از نظر توجه به كمال و صفات مقام ربوبى و با زبان محبت و انقياد و شوق پاسخ (انت ربنا صدقا و عبودية ورقا و ذلا).
و طبقه ديگر اصحاب يمين و قدرت و ايمان كه در عالم شهود از طريق شهود استدلالى و اكتسابى در مقام اقرار بربوبيت مقام كبريائى بر مىآيند و ايمان و اظهار تسليم و عبوديت مىنمايند و طبقه ديگر بيگانگان كه در حجاب و تيرهگى قرار گرفته آنان نيز با اينكه مىشنوند خطاب مقام ربوبى را ولى از نظر عدم توجه و اضطرار و تيرگى و غرور و خود خواهى پاسخ خواهند گفت.
بالاخره خطاب بدين منوال و با تفاوت بهر سه طبقه مىشود و پاسخ نيز از هر يك از مقامات باختلاف صادر مىشود بديهى است عهد و ميثاق از نفوس قدسيه سابقين الاولين زياده بوده باينكه يعبد اللَّه بشراشر وجودهم و لم يشركوا باللَّه طرفة عين.
در باره توضيح چند امر ياد آورى مىشود نفوس بشرى كه غرض از خلقت و اشرف مخلوقات است و از مظاهر الهى در عالم اسماء و صفات كه نشئه شريف است و نيز نشئه و عالم قضاء كه عالم ديگرى است و نيز كون و نشئه عالم قدر كه هر سه طولى و نسبت قلم بلوح و بأثر و تأثر و كتابت و لوح است و بطور ثابت بوده و خواهد بود.
٢- و هنگام خلقت بشر كه انوار نفوس بشرى در صلب طاهر آدم عليه السلام نهاده شده بطور جمعى و كثرت عددى و بىشمار آنها از نظر تجرد و فقط رابطه با بشر دارد يعنى آدم و فرزندان متعدد او هر يك در اثر سير و سلوك و طى مقامات كمال صلب آن فرد در بشر نيز استفاده نورانيت خواهد نمود همان طور كه