درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٨٠ - وجود مثالى و تمثل
او را ابراهيم با قلب خود خواهد شنيد.
زيرا جبرئيل براى القاء كلام و مطلب خود حاجت بصوت و صداى و خرق هوا، و القاء كلام ندارد بلكه حقيقت مطلب را بر قلب ابراهيم عليه السلام القاء مىنمايند و همان حقيقت ملكوتى مطلب را ابراهيم بصورت كلام مىشنود زيرا حس ظاهرى پرتوى از قلب نورانى است و آن حقيقت را مىفهمد.
در نتيجه افراد عادى جز از طريق خارج و نيروى ظاهرى و حس مشترك حقيقتى را نمىفهمد و به قلب و روان آنان وارد نخواهد شد در حقيقت قلب و روح آنان محكوم خارج خواهد بود و از طريق ظاهر هرگز باسرار ملكوتى و حقايق نميتوان راه يافت ولى رسولان در اثر تماس فرشتگان مقرب از طريق روح و نورانيت آن از قلب خود مىفهمند و مىشناسند فرشته مقرب را و حقيقت امر و مطلب باو القاء مىشود و به تبع نيز از طريق حس ظاهر نيز مىفهمند و مىشنوند.
بالاخره افراد عادى هرگز نخواهند فرشته مقرب را بطور تمثل مشاهده نمايند بفرض محال چنان كه ميسر شود از طريق قلب نيز بر نيروى درونى و ظاهرى بطور تمثل در خارج خواهند مشاهده نمود يعنى موجود مجرد را بطور تمثل و ارائه از طريق قلب خواهند مشاهده نمود كه مشاهده قلبى است نه مشاهده نيروى بينائى و يا شنوائى ظاهرى چون محال است با نيروى ظاهرى بر موجود مجرد آگهى و احاطه يافت.
بر اين اساس بفرض محال كه فرشته بر قلب فردى از بشر عادى خود را بطور تمثل ارائه دهد آن فرد عادى هرگز نخواهد فهميد اين حقيقت را و او را شخص عادى خارجى خواهد شناخت و براى شخص عادى امر محسوس خارجى با امر مشهود بطور تمثل فرقى نخواهد بود او فقط امر خارجى را مىبيند ولى نمىفهمد كه از قلب و درون تيره او بوده و بطور تمثل است نه بطور محسوس ولى مريم صديقه عليهما سلام اللَّه جبرئيل را پس از معرفى شناخت كه از طريق قلب