درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٠١ - قوله و امام المسلمين تمت حجته و احتجاجه يوم يلقى الله عز و جل
بود، همچنان كه در اين جهان از آنان اطاعت نموده در عوالم ديگر در پناه اهل بيت عليهم السّلام و به تبع آنان در سعادت خواهند بود و هرگز مورد مؤاخذه و عقوبت قرار نخواهند گرفت و دليل آنان پيروى از حجت است و حشر آنان نيز با پيشوايان خود خواهد بود و اجر و ثواب آنان نيز در اثر پيروى و به تبع از حجت خواهد بود.
قوله: و السامع العاصى لا حجة له
: پيروان مكتب قرآن كه وظايف دينى را آموخته و به اصول توحيد معتقد و به احكام الهى آشنا بوده ولى از نظر تمرد در مقام عصيان برآمدهاند براى آنان حجت نخواهد بود، چنانچه عصيان آنان بطور كلى باشد لا محاله حجت عليه آنان خواهد بود و چه بسا مورد مؤاخذه قرار گيرند و چنانچه عصيان آنان از وظايف نيز باشد، بهمان قدر فاقد حجت نسبت به عصيان وظايف خود خواهند بود.
قوله: و امام المسلمين تمت حجته و احتجاجه يوم يلقى اللَّه عز و جل
: قسم سوم امام و پيشواى جامعه اسلامى است، رسول صادع و اوصياء طاهرين عليهم السّلام كه خود حجت هستند براى عموم بشر تا ابد و بالاصاله حجت خواهند بود و با تعليمات ربوبى ارتباط دارند و از كريمه آيات قرآنى استفاده نموده و بدون وساطت علوم و معارف الهى را آموختهاند.
و ديگر سامع مطيع است، دانشجويان مكتب قرآن كه از برنامه مكتب اهل بيت عليهم السّلام پيروى نموده، بدين جهت اهل نجاح و سعادت خواهند بود نه بطور استقلال زيرا خود فاقد حجت هستند ولى از نظر پيروى و قبول تعليمات و برنامه مكتب قرآن بصلاح و ايمن از هر خطر خواهند بود و مورد مؤاخذه و عقوبت قرار نخواهند گرفت و دليل و حجت آنان پيروى از برنامه مكتب قرآن است كه بنظارت اهل بيت عليهم السّلام تنظيم شده است.