درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٧٢ - قوله عرف بغير رؤية و وصف بغير صورة و نعت بغير جسم
و شدت نورانيت حقيقى حريم كبريائى او است كه ناگزير عقول و افكار از اشعه حريم قدس او بىبهرهاند و از نظر كمال نورانيت نمىتوانند به آن به تعقل نظاره نموده و نظر افكنند.
بالاخره از نظر شدت ظهور وجودى مستور خواهد بود، همچنان كه خورشيد جهان آرا ديدگان را نابينا خواهد نمود، از اين نظر هرگز معرفت و شناخت او امكان پذير نيست جز از طريق شهود تابش نور حريم قدس ربوبى و آن نيز اختصاص به ارواح قدسيه دارد و حريم كبريائى هرگز شناخته و مورد احاطه قرار نخواهد گرفت.
قوله: و لا يبلغه الاوهام
. هرگز قوه واهمه بر حريم كبريائى او راه نتوان يافت از نظر اينكه قوه ادراك و نيروى واهمه محدود و حريم كبريائى نامتناهى و نور محض است و هرگز موجود عاريتى و ظلمانى بر حريم كبريائى او احاطه و ادراك نخواهد يافت.
و نيز از نظر اينكه نيروى واهمه اختصاص بمعانى جزئيه دارد و متعلق بموجودات جسمانى است و حريم كبريائى نور معنوى و وجود بسيط ادراك در اين مورد خلف فرض است.
زيرا ادراك عبارت از آنست كه مدرك بفتح در حيطه مدرك بكسر درآيد و از شئون وجودى و عينى مدرك خواهد بود و لازم ادراك آنست كه شامل مدرك بفتح شود و نيز لازم مخلوق آنست كه ذات كبريائى خالق و صانع امتياز ذاتى و تفوق بر مخلوق داشته باشد از نظر اينكه وجود مخلوق عاريتى است، وجود خالق بايد قويتر باشد بطور نامتناهى از مخلوق.
قوله: عرف بغير رؤية و وصف بغير صورة و نعت بغير جسم
: از عظمت و كبريائى حريم ربوبى هرگز مورد احاطه و آگهى قرار نخواهد گرفت جز براى اولياء كه از طريق فهم صفات به حريم او راه بيابند كه