درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٤١ - قوله قلت يزعمون انه بصير على ما يعقلونه
توحيد و ايمان از معرفت روانى و عقلى است و حاصل از طريق اكتساب و دليل و برهان است و از شئون روح و قوه عقلانى كه متحد با معقولات آنست و نيز وسيله استكمال روح همانا معرفت عقلى و التزام باصول توحيد و صفات واجب تعالى خواهد بود و بر حسب اتحاد ميان قوه مدركه و صورتهاى ادراكى آنست كه روح صورت و فعليت آن همانا نورانيت ايمان و رابطه با ساحت ربوبى خواهد بود و بقدر قوه ايمان و شدت آن همانا سعى و سرعت مشى و پيمودن صراط است در عالم قيامت.
و معرفت و ايمان از شئون روح كه قائم بجوهر روحانى عقلى است و منشأ بقاء و نعيم آخرت همانا نور حيات در عالم آخرت است كه وسيله تنعم بنعمتهاى عالم آخرت خواهد بود و نور ايمان است كه سبب استضائه و روشنائى در عالم برزخ و قيامت خواهد شد.
هم چنان كه گفته شده معرفت در دنيا بذر مشاهده در آخرت خواهد بود و نسبت عالم دنيا و عالم آخرت نسبت نقص بكمال و يا نسبت كشت و برداشت محصول است و يا نسبت جنين به كودك و صبى و بالغ خواهد بود.
و معرفت عقلى و ايمان كامل عبارت از اعتقاد كامل و شدت التزام بشئون ايمان بطورى كه علم يقينى بمرتبه عين اليقين ارتقاء يابد، نيروى احساس ضد نيروى تخيل است و صورت حسى نيز ضد صورت عقلى است و نيروى مدرك نيز با مدرك و صورت ادراكى بطور دايم از جنس واحد هستند بلكه قوه مدركه با صورت ادراكى متحد است و قوه حاسه با محسوس و هم چنين خيال با متخيل و نيز امر معقول با نيروى عاقله متحد خواهند بود.
هم چنين فرق ميان نيروى حس و نيروى عاقله و تضاد آنها و اختلاف ميان نيروى حسى و ادراك عقلى و ايمان عبارت از اعتقاد قلبى باصول توحيد و به صفات كبريائى و ايمان اكتسابى و نور محض است و عبارت از ارتباط قلبى