درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٩٩ - نفوس بشر در اصلاب
بدن عنصرى حامل صلب است خواهد بود يعنى نيروى غيبى بطور اقتضاء و مجرد است ماده تناسلى كه جزء بدن پدر است تكميل مينمايد روح و روان طفل و فرزند سمت تدبير غيبى نسبت بماده تناسلى دارد و منافات ندارد كه آن طفل نيز حامل نفوس بشرى است كه تا آخر جهان بتدريج بمقام بشريت نائل ميشوند.
بر حسب طبع والد در دوره زندگى و جوانى خود كه تقويت جنبه توليد مىشود نفس مولود بدون واسطه او نسبت بماده تناسلى احاطه تدبيرى دارد و آن را برشد ميرساند و پس از انتقال ماده تناسلى برحم مادر باز هم بر آن نظارت و تدبير مىنمايد تا هنگام كه اعضاء و جوارح شكل يابد از مقام قدس ربوبى همان نيروى روانى و روح بجنين دميده و موهبت شود كه در اثر اين موهبت تدبير و احاطه روح نسبت باعضاء بدن عنصرى خود زياده خواهد شد و اين احاطه تا پايان عمر ادامه خواهد داشت روح از طريق حركات جوارحى و روانى بسوى كمال رهسپار خواهد بود.
در حقيقت از هنگام رشد طبيعى والد نيروى توليدى و ماده تناسلى او تحت حيطه نيروى روانى مولود او خواهد بود كه پس از انتقال ماده تناسلى برحم مادر پيوسته به تدبير در دوره علقه و مضغه ادامه ميدهد تا هنگام كه قابليت مضغه و جنين كامل و باذن حق تعالى روح بر آن جنين احاطه و تدبير كامل داشته باشد و منافات ندارد كه هر ماده تناسلى وسيلهاى است كه نيروى و روان و نفس مولود بر آن ماده و علقه و مضغه بطور تدبير بر آن احاطه داشته باشد در حقيقت از هنگام پيدايش ماده تناسلى تحت حيطه روح مولود خواهد در آمد تا هنگام كه بصورت جنين در درون مادر در آيد آن هنگام روح با قدرت بر آن جنين احاطه دائم و بطور مستقيم خواهد يافت و تا آخر عمر ادامه خواهد داشت.
٤- ماده تناسلى ماده محض فقط قابليت آن را دارد كه پس از پيمودن دوره علقه و مضغه باذن حق تعالى روح و روان بر آن احاطه بيابد و تدبير نمايد