درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٩٧ - وجود مثالى و تمثل
است گرچه ضرر و زيان داشته باشد و مقام ربوبى نسبت بفعل اختيار خود مسئوليت و مؤاخذه نخواهد داشت.
خلاصه چنين پندارند كه در صورتى كه فاعل مسئوليت نداشته باشد هر چه را اراده نمايد گرچه ضرر داشته باشد تحقق خواهد يافت.
غافل از اينكه اراده كه هر دو طرف خواسته مساوى است محال است با اين اراده و مساوات دو طرف فقط يك طرف و يك عدل آن صورت بگيرد بنا بر اين امر ممكن كه مورد اراده است و دو طرف دارد در صورتى كه يك طرف آن مرجّح نداشته باشد هرگز تحقق نخواهد يافت و بالاخره محال است كه اراده بدون مرجّح و رجحان يك طرف تحقق بيابد هم چنان كه عالم محتاج بصانع دارد و مرجّح خواهد داشت و بدون مرجح جهان هرگز آفريده نمىشد و مرجح لازم نباشد و بلكه بگزاف پديد آمده است.
خلاصه نيروى اراده نسبت بفعل و ترك مساوى است با اين فرض محال است بدون جهت يك طرف تحقق بيابد و طرف ديگر معدوم باشد زيرا اراده بمعناى خواسته روانى است و چنانچه متعلق بخصوص نداشته باشد فرض وجود اراده محال است و بعبارت ديگر حقيقت اراده نفسانى وقتى است كه چيزى را بخصوص بخواهد و معين و مشخص باشد و صلاح داشته باشد و ابهام مخالف با اراده است و مرجح عبارت از تشخص اراده و تحقق آنست و اراده مبهم خلف فرض است.
بالاخره اراده تعلق ندارد بامرى بطور ابهام و سپس يك طرف آن در خارج تحقق بيابد و شخص مريد خيرى را بطور ابهام نمىخواهد كه تشخص نداشته باشد و اضافه بخواسته بخصوص نداشته باشد بلكه در تحقق هر موجودى و فعلى كه مورد خير است و اراده داشته باشد رجحان همان طرف را بايد توجه داشته باشد در حقيقت مرجح و رجحان جزء تحقق اراده است تا هنگام كه يك طرف مرجح و رجحان نداشته باشد تحقق اراده و خواستن قطعى مفهوم ندارد پس حقيقت