درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٥٥ - قوله لم يتكون فيعرف كينونيته بصنع غيره و لم يتناه الى غاية الا كانت غيره
و محدود هستند ولى حق تعالى بذاته صانع و خالق اشياء است و او نامحدود خالق است كه غير از هر صفت و اسم كلى است و مغاير با صفات است.
قوله: لم يتكون فيعرف كينونيته بصنع غيره و لم يتناه الى غاية الا كانت غيره
: حق تعالى از نظر بساطت وجودى هرگز مورد احاطه ادراك موجودى نخواهد شد زيرا ادراك هر شىء يا بصورت حاصله از آن شىء است كه بطور محدود و موقت و آن اثر كلى است و قابل شركت و امثال و اشباه خواهد بود مثلا صورت حاصله از زيد امثال و اشباه خواهد داشت.
بديهى است كه حق تعالى وجود واجب و متعين بالذات و كلى و يا جزئى نيست كه امثال داشته باشد و هرگز وجود واجب مورد احاطه شهودى قرار نخواهد گرفت و معرفت و احاطه بر موجودى فقط از طريق شهود هويت و حضور ذات خواهد بود و آن منحصر است باينكه هر موجودى براى خود حاضر است بحضور ذاتى وجودى و نيز موجودات براى صانع و خالق و قيوم خود در نتيجه مدرك هر موجودى با خود ذات موجود است كه براى خود حاضر است بطور ذاتى و يا براى خالق و صانع او كه قيوم آن موجود و مخلوق است براى خود حاضر است بحضور ذاتى و نيز براى خالق و صانع و قيوم او كه مانند شعاع تابش خورشيد است.
بر اين اساس حق تعالى هرگز مورد احاطه حضورى موجودى نخواهد شد زيرا او خالق است و مخلوق نيست كه مورد احاطه شهودى و حضورى قرار بگيرد بلكه خالق تمام ذات وجودى مخلوق است ولى مصنوع و مخلوق شعاع خالق است هرگز نميتواند بر خالق خود احاطه حضورى بيابد مانند شعاع كه محال است بر خورشيد جهان آراء احاطه شهودى و حضورى داشته باشد بلكه بعكس خورشيد احاطه دارد.