درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٤٣ - قوله قلت يزعمون انه بصير على ما يعقلونه
مركب كه به لحاظ وجود ناقص و توأم با عدم است.
و هم چنين ساحت قدس خارج از هر موجودى است ولى نه بصورت خروج شىء كه از آن خارج و تهى باشد بلكه خروجى كه سبب دخول شود و از نظر نهايت عظمت و احاطه وجودى كه دارد هم چنان كه لازم آن احاطه قيوميه است كه لازم ارتفاع و عظمت او است بهمين جهت نيز لا تدركه الابصار از نظر تنزيه ساحت قدس او از اينكه موجودى بر او احاطه فكرى و يا از طريق ديگر بر او احاطه بيابد محال است.
بعبارت ديگر از نظر اينكه ساحت ربوبى هويت حقيقى عينى است و ذات احديت است كه هرگز عقل و يا وهم و يا نيروئى بحريم قدس او راه نخواهد يافت زيرا هر چه فرض شود مفهوم موجود در عقل و وهم است و آن مخلوق است.
ساحت قدس ربوبى محال است كه در ذات قدس او فقدان و يا فقر و يا عجز صورت گيرد و شيئى از اشياء را فاقد باشد و هرگز در ذات قدس احديت او جهتى كه منافى با جهت وجوب باشد نخواهد بود و نيز سلبى تصور نميرود جز سلب اعدام و نواقص و نيز علم او بجميع اشياء پس جميع اشياء موجود هستند در اين شهود و احاطه كبريائى بوجود علم ازلى كه عين ذات كبريائى است و نيز وجود اسماء و صفات عين او است كه موجود بوجود واحد قيومى صمدى است.
هر چه را نيروى عاقله و يا وهم و يا حس از معانى و ماهيات درك و تصور نمايد از نظر معناى كلى آنها امثال و اشباه خواهد داشت و ساحت قدس ربوبى منزه از مثل و مانند و شبيه است از اين نظر اسماء و صفات ربوبى بر حسب مفهوم مغاير با ذات قدس است با اينكه صفات وجود و تحقق نخواهند داشت جز اينكه از شئون حريم كبريائى هستند و صفات نيز در حد خودشان از نظر اينكه معانى كلى هستند موجود نخواهد بود و از نظر اينكه صفات واجب و از شئون قدس و حريم ربوبى بوده عين ذات كبريائى هستند.