درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٥١ - پرتوى از عالم مثال
ولى همين بدن مادّى اهل ايمان مثلا در عالم قيامت موجود مادّى نورانى و محكوم بنظام اخروى يعنى شريف وحى بذاته و غير قابل فناء و زوال و بالاخره اعضاء بدن اهل ايمان در عالم قيامت خودكفا و مستكفى باشد همچنان كه در باره همه گونه رويدادهاى بدن انسانى در عالم قيامت بىنياز از صرف غذا ميباشد از نظر اينكه بدن مادى اخروى محكوم بنظام ابد محتاج بصرف غذا و بدل ما يتحلل مانند عالم دنيا نخواهد بود بلكه بدن بتمام اجزاء آن خود كفا خواهد بود هم چنان كه انسان اهل ايمان در بهشت مصون از خستگى و فرسودگى و نقص مزاجى و بدنى خواهد بود از نظر اينكه بطور كلى بدن انسانى اهل بهشت محكوم بنظام ابد و ثابت بوده و محكوم بتحول و عوارض منافى نخواهد بود.
بعبارت ديگر هر موجودى از نظام طبع كه در عالم قيامت بار ديگر بوجود بيايد لا محاله محكوم بنظام اخروى خواهد بود زيرا هرگز مخلوق اقتضائى در قبال آفريدگار نخواهد داشت موجود در نظام طبع چنانچه در عالم قيامت اعاده شود بطور كلى محكوم بنظام اخروى خواهد بود و نبايد گفت كه بدن عنصرى افراد بشر در دنيا مركب از اجزاء اضداد و فانى و كثيف بوده است بهمين قياس در عالم قيامت كه بدن انسانى در حيطه روح قرار ميگيرد مركب از اضداد و محكوم بفناء و زوال و تحول باشد بلكه اين محال است بلكه بايد هر موجودى كه در عالم قيامت اعاده مىشود و از موجودات عالم طبع است در آن عالم قيامت لا محاله محكوم بحكم ابد و ثابت و مستقر خواهد بود وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ.
بهمين قياس اعضاء و اجزاء بدن انسانى اهل ايمان ساكنان بهشت نيز هر يك حى و زنده و با ادراك و شعور و حيات آن ذاتى و نورانى و محكوم بنظام ثابت ابدى و غير قابل زوال خواهد بود و در عين حال كه بدن انسان مادى است و مركب از استخوان و پوست و گوشت است ولى محكوم بتحول و زوال و بدل ما يتحلل نخواهد بود بلكه نورانى وحى بذاتها و خود كفا و باقى خواهند بود و در حيطه