درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٥٢ - پرتوى از عالم مثال
تدبير و فرمانروائى روح بوده بدون اينكه بضميمه وسايل خارجى باشد و يا در سلامت اعضاء و بدن انسانى بر صرف غذا و بدل ما يتحلل نياز داشته باشد بلكه چنانچه فردى از اهل بهشت غذا صرف ننمايد بدن او سالم و هرگز نياز ببدل ما يتحلل نخواهد بود زيرا بطور كلى نظام أبد بر اساس خود كفاء و مستكفى بودن بدن و اعضاء و جوارح اهل ايمان است و تعبير ببدل ما يتحلل بدن از نظر قصور عبارت است و گر نه محتاج ببدل نخواهد بود از نظر اينكه اعضاء و جوارح بدن انسانى اهل بهشت باقى و دائم و غير قابل تبدل و تحول ميباشد.
بر اين تقدير بدل ما يتحلل بر اين اعضاء بدن مفهوم نخواهد داشت پس نبايد بدن اخروى بشر را قياس ببدن دنيوى او نمود و گفت بدن اخروى محشور در عالم قيامت ماده آن غير از ماده دنيوى است و شىء بصورت آنست نه بماده آن و بقاء موجود بشخصه منافات ندارد با تبدل عوارض و ماده نيز از عوارض است و هر چه در عالم قيامت مشاهده مىشود از حوريهها و قصور و عمارتها و نعمتها از امور اخروى و موجودات آن طبق اقتضاء ذات نفس انسان اهل بهشت خواهد بود هم چنان كه صورتهاى مثالى عالم برزخ جوهر آنها قويتر و تقرر و ثبات آنها ثابتتر از صورتهاى موجودات مادى و متحول است.
هم چنان كه در دنيا بر اساس تحول است بلكه همه موجودات و نعمتها كه در عالم قيامت مورد استفاده اهل بهشت قرار ميگيرد موجودات نورانى و ذاتى و متحيز در خارج و قائم بذات و حىّ و باقى خواهد بود هم چنان كه بر حسب روايت اهل بيت عليهم السّلام چنانچه اهل بهشت پرنده بريانى را بخواهد احتياج ندارد كه آن پرنده را گرفته و ذبح كند و آن را بريان كند بلكه پرنده بريان شده در نزد او بمجرد اراده حاضر و آماده خواهد شد و مفاد اراده مطلقه همين است.
خلاصه از هيچ جهت نبايد موجودات طبع را قياس بموجودات نمود كه در نظام آخرت هستند و مورد استفاده اهل بهشت قرار ميگيرند زيرا هر موجودى