درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٣٨ - قوله فلو دليتم على الارض السفلى لهبط على الله
مسألت مىنمايد كه او را كمك فرمايد و اذن دهد كه وظيفه واجب خود را انجام دهد پس خواست او از حق تعالى اطاعت است حق سبحانه نيز همان خواسته او را ميخواهد و مورد مشيت خود قرار ميدهد و بشر نيز لا محاله آن را انجام خواهد داد و در مورد عاصى كه خواسته درونى او تمرد است از حق تعالى مسألت مىنمايد و او را كمك و اذن دهد كه بهوس خود نائل شود و عصيان و تمرد از وظيفه از او صورت بگيرد حق سبحانه نيز از نظر نظام آزمايش او را بحال خود خواهد گذارد كه بتواند بمعرض آزمايش درآيد و خواسته خود را انجام دهد در نتيجه تبرك وظيفه و يا فعل معصيت فائق آيد.
و از نظر اينكه وجود بشر و نيروهاى او موهبت حق سبحانه است هر لحظه بطور تجدد امثال بر او افاضه مىنمايد و از اين نظر تمام شئون زندگى و لوازم بيشمار او ترك وظيفه و عصيان است بر حسب مسألت سائل عاصى و اينكه او را بمورد آزمايش قرار دهد بخواسته و مسألت او جواب مثبت داده و او را بخود واگذارده و اذن ميدهد كه بر حسب نظام اختيار بمخالفت و تمرد خود فايق آيد.
بالاخره مشيت حق تعالى در مورد تشريع و افعال بر حسب مسألت ذاتى و اراده فاعل مكلف است چون مطيع مسألت او اطاعت است حق تعالى او را توفيق ميدهد كه بخواسته خود و اداء وظيفه اقدام نمايد و در مورد عاصى نيز چون اقتضاء ذاتى و ارادى او عصيان و تمرد است بر اين اساس حق تعالى پاسخ مسألت او را ميدهد باينكه معرض آزمايش قرار گيرد و بسوء اختيار بتواند اقدام بترك وظيفه بنمايد نتيجه آنست كه مشيت حق تعالى در مورد تشريع و افعال بشر اجابت خواسته مكلف است چنانچه در مقام اطاعت برآيد حق تعالى مسألت او را اجابت فرمايد و او را كمك فرمايد و اذن ميدهد و همه وسائل عمل و طاعت او را فراهم خواهد آورد از جمله مشيت و اذن بانجام وظيفه است و در مورد عاصى و متمرد كه خواسته او پيروى از هوى و هوس است و اقدام بترك اداء وظيفه حق تعالى نيز بخواسته او