درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٩ - پرتوى از عالم مثال
بيش نيست خود را بطور تمثل و خيال بدان هيئت پندار دهم چنان كه در زندگى اين چنين بوده همواره خود را يعنى روح را بهمان هيئت بدن عنصرى مىديده و مىپنداشته است همين نظر و خيال را نيز در عالم برزخ بطور تمثل و با نيروى احساس باطنى مشاهده نمايد.
همچنان كه در دنيا با نيروى بينائى خود را اين چنين مشاهده مينمود و پس از مرگ روح خود را بطور تمثل و با نيروى باطنى بهمان هيئت بدن مشاهده نمايد و روح خود را عين هيئت جسد كه در قبر نهفته است مشاهده مينمايد از اين نظر عقوبتها و آلام كه متوجه بدن است روح با نيروى باطنى خود آنها را بيابد و دردناك شود بهمين قياس نعمتها را بفهمد و بطور تمثل مشاهده نمايد و خرسند و مسرور باشد.
بديهى است كه تمثل و عالم مثال قائم به شخص روح است كه ماده قابلى خواهد بود براى صورتهاى ذاتى خود بدين جهت نيز روح و روان نسبت بهر يك از آن صورتها داراى نيروى فاعل و قابل خواهد بود يعنى لازم ذاتى روح در اثر اكتساب همه صورتهاى نهفته ذاتى در او است كه عوالم برزخ و قيامت بظهور خواهد رسيد و واهب الصور حق تعالى روح را بدان صورتها خواهد درآورده زيرا گفته شد كه هر نفس و روانى داراى حركات جوهرى است در جهان طبع و يا گوئى صراط و طريقى است كه در اثر سعى و حركت بسوى مقصد و هدف رهسپار خواهد بود از اين رو كه بر اساس حركات اختيارى است چه بسا حركات بطور مستقيم و بكمال نائل شود و يا طريق انحراف را بپيمايد و بوادى هلاكت سقوط كند.
و در باره بدن و معاد كه مورد تدبير روح و روان در آستانه عالم قيامت قرار ميگيرد عبارت از بدن اخروى اهل بهشت و اهل ايمان است كه نورانى و باقى و شريف وحى بحياة ذاتى است و غير قابل فناء و زوال و موت و مرض و هرم