درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١١١ - پرتوى از عالم مثال
مىشود و صورتهاى اعمال و صدق و آنچه در ذات و كمون خود انباشته و ذخيره نموده همه آنها از خير و شر نكوهيده در ظرف روح و خيال ايجاد مىشود و اين صورتهاى خير و اعمال خير و يا اعمال شر و گناه همه آنها ظهور روح و روان انسانى در عالم برزخ خواهد بود.
و وجود و صورت آنها از شئون روح و نيروى خيال ثابت است و نيروى غيبى همه اعمال و افعال درونى روح را باو ارائه ميدهد و با نيروى شنوائى و بينائى و غيرها كه ذاتى و ادراكى روح است از آن صورتها و مناظر كه در درون روح و خيال تحقق يافته چنانچه مناظر نيك و اعمال خير باشد بهرهمند خواهد شد و در صورتى كه روح پليد و اعمال شر و گناهان باشد از مشاهده آن صورتها و مناظر هولناك خواهد گشت و هرگز قابل تغيير و زوال نخواهد بود همان طور كه جمله محضرا بآن دلالت دارد و كريمه يا وَيْلَتَنا ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً باين معنا ناظر است كه از مشاهده كتاب اعمال درونى خود بوحشت مىافتد.
از جمله روايات بسيار كه در باره عالم برزخ از اهل بيت عليهم السّلام رسيده است روايت شريفه مستفيضه
(القبر اما روضة من رياض الجنة او حفرة من حفر النيران)
است.
و مفاد روايت آنست كه با اينكه روح مجرد و هيچ گونه علاقه و جنبه ماديت ندارد و تحيز و مكان ندارد ولى از نظر علاقه ذاتى معنوى و ناگسستنى كه با بدن عنصرى خود دارد روح يا تخيل اينكه خود را با بدن مثالى و بصورت و هيئت بدن كه در دنيا بدان صورت تحقق و صورت داشته و از نظر اينكه نفس با بدن وحدت حقيقى داشته يعنى نفسيت نفس بآنست كه در اثر تعلق ببدن و جنين وجود تعلقى يافته و نفس در آن حال فاقد صورت احساسى و ادراكى بوده.
بدين جهت در حقيقت نفخه روح بمعناى افاضه نيروى احساسى است كه