درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٢٢ - قوله فاذا نفى عنه الشبهين شبه الابدان و شبه الارواح فقد عرف الله بالله
مقتضاى كمال نظام امكانى نيز آنست كه در مسير تعالى و تكامل برآيند و گر نه لغو و بيهوده بوده و براى حقيقت بخشيدن باين نظريه چه كمالى زياده بر اين تصور ميرود كه از آن مقام رفيع نفوس بشرى تنزل داده شوند و در مسير حركت و تكامل برآيند و گروهى بمقامات زياده بر تصور مقام خلت و مانند آن نائل شوند و ساير طبقات نيز هر يك بقدر سعى خود مقامى از حيات حقيقى را بدست آورد بالاخره سير و حركت بر اساس اختيارى براى بشر اقصى مرتبه كمال است چگونه گفته شده كه تنزل روح و تعلق بجنين نقص و حركت انحطاطى است بلكه حركت و سير كمالى است كه شعاعى از مقام رفيع بعالم طبع بتابد و بجنين تعلق بيابد كه اين خود بهرهاى از وجود و حياتى است كه فاقد بوده و در اثر تعلق ببدن نفسيت و شخصيت يافته و بدست آورده است و بسمت تدبير و احاطه بر بدن و بآن واسطه نيز در مقام تدبير و تصرف در امور طبيعى و موجودات خواهد برآمد.
بالاخره حركت استكمالى نفوس بشرى از مقام رفيع بآنست كه تنزل داده شده و بجنين و عالم طبع تدبير و تعلق بيابد و سير كمالى و استكمالى قهرى خود ادامه دهد و مقام قدس ربوبى نيز جهان را بطور تسخير در اختيار بشر گذارد و در مدت پس از اندك نيز بشر در اثر سعى بمقاماتى از كمال دست يابد و حايز مقام سعادت ابدى و حيات دائم و سكونت در جوار حريم قدس گردد و اين از اسرارى است كه در آيه كريمه إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ پاسخ كوتاهى است است كه ساحت قدس ربوبى عز كبريائى بفرشتگان مقرب فرموده است.
توضيح بيشترى در باره نفوس بشرى در عوالم سابق آيا بطور كثرت عددى و هر يك امتياز بنحوى داشته است و يا اينكه بصورت اشعهاى تابناك بوده و امتياز آنها از يك ديگر در اثر تنزل و تعلق بعالم طبع است بهر تقدير از نظر اينكه در مقام رفيع نفوس بشرى نيز پرتو و شعاع بوده و نفوس قدسيه هر يك در آن مقام رفيع حايز