درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٢١ - قوله فاذا نفى عنه الشبهين شبه الابدان و شبه الارواح فقد عرف الله بالله
به جنين لحظهاى تعلق يافته و زمام تدبير آن را بدست آورده از نظر اينكه نازلترين مراتب روح و قدرت است و فقط مىتوان گفت كه خودشناس باشد و بديهى است كه تعلق ببدن عنصرى و جنين بسمت تدبير و احاطه بآن كمالى است براى روح و نيز مقدمه است براى تكامل و استكمال آن و جنبه نفسيت و رشد آن و ارتباط با جهان و تدبير بدن عنصرى نهايت تعلق و وابستگى بجهان طبع و نيز بجهان غيب خواهد بود و چه كمالى زياده بر اين تصور ميرود هم چنان كه ارواح قدسيه اولياء و رسولان با اينكه در مقام قرب و معقد صدق بوده در اثر تنزل كه در مسير استكمال زياده بر تصور قرار گرفتهاند در نتيجه اين تنزل بمنظور استكمال بمقام خلت و زياده نائل آمدهاند و چنانچه تنزل از مقام رفيع نبوده و در مسير استكمال زياده بر تصور قرار نمىگرفتند هرگز بمقام عالىتر نائل نمىآمدند.
و استفاده مىشود كه كمال نفوس بشرى كه در ازل و عوالم سابق از وجود و مرتبهاى بهرمند شدهاند كمال ديگر آنان به تنزل از مقام رفيع است باين جهان كه در طريق استكمال برآيند و آنچه در كمون هر يك دارند بظهور برسانند زيرا عالم اختيار عالىترين نظام امكانى است و چه تعالى و تكاملى زياده بر اين تصور ميرود كه نفوس بشرى كه سبقت وجودى داشته در اثر نقص ذاتى بايد بمسير كمال و استكمال وارد شوند و صدق تنزل از نظر مقام رفيع عالم سابق است و گر نه نفوس بشرى افراد عادى چه كمالى را بطور بالفعل واجد هستند كه تعلق بجنين بسمت رياست و تدبير و احاطه و انقياد محض بدن عنصرى در قبال روح و نفس ناطقه چگونه نقص و سير انحطاطى خواهد بود چه كمالى براى آن زياده بر اين تصور ميرود كه در مسير استكمال برآيد و نفوس بشرى ناقص در اثر تعلق ببدن عنصرى سهم بسزائى از حيات ابدى بدست آورد.
در حقيقت نفوس بشرى كه در عوالم سابق از فيوضاتى اندك بهرمند شده